فرض كنيد كه شما بردۀ كسی هستيد. لازم نيست از اين موضوع ناراحت باشيد. البته اگر فرصتی برای آزادی پيش آمد، از آن استفاده كنيد.
[۱۶] شما خدمتكاران، بايد مطيع اربابان خود باشيد و به ايشان احترام كامل بگذاريد، نه فقط به اربابان مهربان و با ملاحظه، بلكه به آنانی نيز كه سختگير و تندخو هستند. [۱۷] اگر بخاطر انجام ارادۀ خدا، به ناحق متحمل رنج و زحمت شويد، خدا شما را اجر خواهد داد. [۱۸] اگر به سبب اعمال بد و نادرست مجازات شويد، چه افتخاری دارد؟ اما اگر بسبب درستكاری و نيكوكاری، رنج و زحمت ببينيد و بدون شكايت آن را تحمل نماييد، آنگاه خدا را خشنود ساختهايد.
تعليمی كه مطابق انجيل پرجلال خدای متبارک است، و من نيز برای اعلام آن تعيين شدهام.
آندسته از مسيحيانی كه غلام هستند، بايد برای ارباب خود خوب كار كنند و به او احترام بگذارند تا نگويند كه مسيحيان كاركنان خوبی نيستند. نگذاريد از اين راه، نام خدا و تعاليم مسيحی مورد اهانت قرار گيرد.
ای غلامان، در هر امری مطيع اربابان خود در اين دنيا باشيد. نه تنها در حضور ايشان به وظايف خود خوب عمل كنيد، بلكه بسبب محبت و احترامتان به مسيح، هميشه از صميم قلب خدمت نماييد.
شما اربابان نيز بايد با عدل و انصاف با غلامان خود رفتار كنيد. فراموش نكنيد كه خود شما نيز در آسمان ارباب داريد كه هميشه ناظر بر رفتار شماست.
بگذاريد در هر شهری كه مايل است در ميان شما زندگی كند و بر او ظلم نكنيد.
اگر كسی يكی از برادران اسرائيلی خود را بدزدد و با او مثل برده رفتار كند و يا او را بفروشد، اين آدم دزد بايد كشته شود تا شرارت از ميان شما پاک گردد.
[۵] ای غلامان، از اربابتان در اين دنيا با ترس و احترام اطاعت نماييد و ايشان را از صميم قلب خدمت كنيد، با اين تصور كه مسيح را خدمت میكنيد. [۶] طوری نباشد كه وظايف كاری خود را فقط در حضور ايشان خوب انجام دهيد، و وقتی نيستند شانه خالی كنيد. بلكه همچون خادمين مسيح كه خواست خدا را با جان و دل انجام میدهند، هميشه وظيفه خود را انجام دهيد. [۷] با عشق و علاقه كار كنيد، درست مانند آنكه برای خداوند كار می كنيد، نه برای انسان. [۸] فراموش نكنيد كه چه غلام باشيد چه آزاد، برای هر عمل نيكو كه انجام میدهيد، از خداوند پاداش خواهيد گرفت. [۹] و شما اربابان، با غلامان و زيردستان خود درست رفتار كنيد، همانطور كه به ايشان نيز گفتم كه با شما درست رفتار نمايند. آنان را تهديد نكنيد. فراموش نكنيد كه شما هم غلام هستيد، غلام عيسی مسيح. شما هر دو يک ارباب داريد و او از كسی طرفداری نمیكند.
«اگر غلامی عبرانی بخری فقط بايد شش سال تو را خدمت كند. سال هفتم بايد آزاد شود بدون اينكه برای كسب آزادی خود قيمتی بپردازد.
[۷] «اگر مردی دختر خود را به كنيزی بفروشد، آن كنيز مانند غلام در پايان سال ششم آزاد نشود. [۸] اگر اربابش كه آن كنيز را خريده و نامزد خود كرده است، از او راضی نباشد، بايد اجازه دهد تا وی بازخريد شود؛ ولی حق ندارد او را به يک غيراسرائيلی بفروشد، چون اين كار در حق او خيانت شمرده میشود. [۹] اگر ارباب بخواهد كنيز را برای پسرش نامزد كند، بايد مطابق رسوم دختران آزاد با او رفتار كند، نه به رسم يک كنيز. [۱۰] اگر خودش با او ازدواج كند و بعد زن ديگری نيز بگيرد، نبايد از خوراک و پوشاک و حق همسری او چيزی كم كند. [۱۱] اگر ارباب در رعايت اين سه نكته كوتاهی كند، آنوقت آن كنيز آزاد است و میتواند بدون پرداخت قيمتی، او را ترک كند. [۱۲] «اگر كسی انسانی را طوری بزند كه منجر به مرگ وی گردد، او نيز بايد كشته شود. [۱۳] اما اگر او قصد كشتن نداشته و مرگ، تصادفی بوده باشد ، آنوقت مكانی برايش تعيين میكنم تا به آنجا پناهنده شده، بست بنشيند [۱۴] ولی اگر شخصی، به عمد و با قصد قبلی به كسی حمله كند و او را بكشد، حتی اگر به قربانگاه من نيز پناه برده باشد، بايد از بست بيرون كشيده، كشته شود. [۱۵] «هر كه پدر يا مادرش را بزند، بايد كشته شود. [۱۶] «هر كس انسانی را بدزدد، خواه او را به غلامی فروخته و خواه نفروخته باشد، بايد كشته شود. [۱۷] «هر كس پدر يا مادر خود را لعنت كند، بايد كشته شود. [۱۸] «اگر دو نفر با هم گلاويز بشوند و يكی از آنها ديگری را با سنگ يا با مشت چنان بزند كه مجروح و بستری شود اما نميرد، [۱۹] و بعد از اينكه حالش خوب شد بتواند با كمک عصا راه برود، آنوقت ضارب بخشيده شود، بشرطی كه تمام مخارج معالجه و تاوان روزهای بيكاری مجروح را تا وقتی كه كاملاً خوب نشده بپردازد. [۲۰] «اگر كسی غلام يا كنيز خود را طوری با چوب بزند كه منجر به مرگ او گردد، بايد مجازات شود. [۲۱] اما اگر آن غلام يا كنيز چند روزی پس از كتک خوردن زنده بماند، اربابش مجازات نشود، زيرا آن غلام يا كنيز به او تعلق دارد. [۲۲] «اگر عدهای با هم درگير شوند و در جريان اين دعوا، زن حاملهای را طوری بزنند كه به سقط جنين او منجر شود، ولی به خود او آسيبی نرسد، ضارب هر مبلغی را كه شوهر آن زن بخواهد و قاضی آن را تأييد كند، بايد جريمه بدهد. [۲۳] ولی اگر به خود او صدمهای وارد شود، بايد همان صدمه به ضارب نيز وارد گردد: جان بعوض جان، [۲۴] چشم بعوض چشم، دندان بعوض دندان، دست بعوض دست، پا بعوض پا، [۲۵] داغ بعوض داغ، زخم بعوض زخم، و ضرب بعوض ضرب. [۲۶] «اگر كسی با وارد كردن ضربهای به چشم غلام يا كنيزش او را كور كند، بايد او را بعوض چشمش آزاد كند. [۲۷] اگر كسی دندان غلام يا كنيز خود را بشكند، بايد او را بعوض دندانش آزاد كند. [۲۸] «اگر گاوی به مرد يا زنی شاخ بزند و او را بكشد، آن گاو بايد سنگسار شود و گوشتش هم خورده نشود، آنوقت صاحب آن گاو بیگناه شمرده میشود. [۲۹] ولی اگر آن گاو قبلاً سابقۀ شاخ زنی داشته و صاحبش هم از اين موضوع با خبر بوده، اما گاو را نبسته باشد، در اينصورت بايد هم گاو سنگسار گردد و هم صاحبش كشته شود. [۳۰] ولی اگر بستگان مقتول راضی شوند كه خونبها را قبول كنند، صاحب گاو میتواند با پرداخت خونبهای تعيين شده، جان خود را نجات دهد. [۳۱] «اگر گاوی به دختر يا پسری شاخ بزند و او را بكشد، همين حكم اجرا شود. [۳۲] اما اگر گاو به غلام يا كنيزی شاخ بزند و او را بكشد، بايد سی مثقال نقره به ارباب آن غلام يا كنيز داده شود و گاو هم سنگسار گردد.
اما اين را به ياد داشته باشيد كه اگر پدری به هنگام فوت، ارثی برای فرزند صغير خود بجا گذارد، اين فرزند تا پيش از رسيدن به سنی كه پدرش تعيين كرده، بايد تحت سرپرستی ولی و قيم بزرگ شود. او فرقی با غلام آن خانواده ندارد، هر چند كه صاحب اصلی دارايی پدرش میباشد.
پس، اكنون كه مسيح شما را آزاد كرده است، بكوشيد آزاد بمانيد و بار ديگر اسير قيد و بند شريعت نشويد.
«هر كس انسانی را بدزدد، خواه او را به غلامی فروخته و خواه نفروخته باشد، بايد كشته شود.
اما اجازه داريد بردگانی از اقوامی كه در اطراف شما ساكنند خريداری كنيد
سپس طومار را پيچيد و به خادم عبادتگاه سپرد و رو به جمعيت نشست. در حاليكه همه حضار در عبادتگاه، به او چشم دوخته بودند،
من، پولس، اين را به دست خودم مینويسم و شخصاً تضمين میكنم كه آن را پس خواهم داد. نمیخواهم يادآوری كنم كه تو خودت چقدر به من مديونی! در واقع، تو جانت را مديون من هستی.
آنكه بخاطر نفع خودش به فقرا ظلم كند و به ثروتمندان هديه دهد، عاقبت گرفتار فقر خواهد شد.
[۹] يادآوری كن كه دزدی نكنند، بلكه در عمل نشان دهند كه از هر جهت درستكار میباشند. با مشاهدۀ رفتار شماست كه مردم علاقهمند میشوند تا به نجات دهندۀ ما خدا ايمان بياورند. [۱۰] هديۀ رايگان خدا كه همانا نجات واقعی است، اكنون در دسترس همۀ مردم قرار دارد.
[۴۷] اما اگر كسی ندانسته عمل خلافی انجام دهد، كمتر مجازات خواهد شد. به هر كه مسئوليت بزرگتری سپرده شود، بازخواست بيشتری نيز از او بعمل خواهد آمد، و نزد هر كه امانت بيشتری گذاشته شود، مطالبه بيشتری نيز خواهد شد. [۴۸] «من آمدهام تا بر روی زمين آتش داوری بيفروزم، و كاش هر چه زودتر اين كار انجام شود!
[۲۰] «اگر كسی غلام يا كنيز خود را طوری با چوب بزند كه منجر به مرگ او گردد، بايد مجازات شود. [۲۱] اما اگر آن غلام يا كنيز چند روزی پس از كتک خوردن زنده بماند، اربابش مجازات نشود، زيرا آن غلام يا كنيز به او تعلق دارد. [۲۲] «اگر عدهای با هم درگير شوند و در جريان اين دعوا، زن حاملهای را طوری بزنند كه به سقط جنين او منجر شود، ولی به خود او آسيبی نرسد، ضارب هر مبلغی را كه شوهر آن زن بخواهد و قاضی آن را تأييد كند، بايد جريمه بدهد. [۲۳] ولی اگر به خود او صدمهای وارد شود، بايد همان صدمه به ضارب نيز وارد گردد: جان بعوض جان، [۲۴] چشم بعوض چشم، دندان بعوض دندان، دست بعوض دست، پا بعوض پا، [۲۵] داغ بعوض داغ، زخم بعوض زخم، و ضرب بعوض ضرب. [۲۶] «اگر كسی با وارد كردن ضربهای به چشم غلام يا كنيزش او را كور كند، بايد او را بعوض چشمش آزاد كند. [۲۷] اگر كسی دندان غلام يا كنيز خود را بشكند، بايد او را بعوض دندانش آزاد كند.
[۱۵] بگذاريد در هر شهری كه مايل است در ميان شما زندگی كند و بر او ظلم نكنيد. [۱۶] از دختران اسرائيلی كسی نبايد فاحشه شود و از پسران اسرائيلی كسی نبايد لواط شود.
[۱] آندسته از مسيحيانی كه غلام هستند، بايد برای ارباب خود خوب كار كنند و به او احترام بگذارند تا نگويند كه مسيحيان كاركنان خوبی نيستند. نگذاريد از اين راه، نام خدا و تعاليم مسيحی مورد اهانت قرار گيرد. [۲] اگر ارباب هم مسيحی باشد، نبايد از او سوءاستفاده نمايند و از زير كار شانه خالی كنند، بلكه برعكس بايد بهتر كار كنند، چون به يک برادر مسيحی خدمت میكنند.
[۴۴] او با بازخريدكنندهاش بايد از سال برده شدنش تا سال يوبيل را حساب كند. بهای آزادی او بايد مساوی مزد يک كارگر درهمان مدت باشد. [۴۵] اگر تا سال يوبيل مدت زيادی باقی مانده باشد، او پول بيشتری برای آزادی خود بپردازد و اگر كم مانده باشد پول كمتری. [۴۶] اگر خود را به غريبهای بفروشد آن غريبه بايد با او مثل يک كارگر روزمزد رفتار كند؛ نبايد با او با خشونت رفتار نمايد.
[۲] «اگر غلامی عبرانی بخری فقط بايد شش سال تو را خدمت كند. سال هفتم بايد آزاد شود بدون اينكه برای كسب آزادی خود قيمتی بپردازد. [۳] اگر قبل از اينكه غلام تو شود همسری نداشته باشد و در حين غلامی همسری اختيار كند در سال هفتم فقط خودش آزاد شود. اما اگر قبل از اينكه غلام تو شود همسری داشته باشد، آنگاه هر دو آنها در يک زمان آزاد شوند. [۴] ولی اگر اربابش برای او زن گرفته باشد و او از وی صاحب پسران و دخترانی شده باشد، آنگاه فقط خودش آزاد شود و زن و فرزندانش پيش او بمانند. [۵] «اگر آن غلام بگويد: من ارباب و زن و فرزندانم را دوست دارم و آنها را بر آزادی خود ترجيح میدهم، [۶] آنوقت اربابش او را پيش قضات قوم ببرد و در حضور همه گوش او را با درفشی سوراخ كند تا از آن پس هميشه غلام او باشد. [۷] «اگر مردی دختر خود را به كنيزی بفروشد، آن كنيز مانند غلام در پايان سال ششم آزاد نشود. [۸] اگر اربابش كه آن كنيز را خريده و نامزد خود كرده است، از او راضی نباشد، بايد اجازه دهد تا وی بازخريد شود؛ ولی حق ندارد او را به يک غيراسرائيلی بفروشد، چون اين كار در حق او خيانت شمرده میشود. [۹] اگر ارباب بخواهد كنيز را برای پسرش نامزد كند، بايد مطابق رسوم دختران آزاد با او رفتار كند، نه به رسم يک كنيز. [۱۰] اگر خودش با او ازدواج كند و بعد زن ديگری نيز بگيرد، نبايد از خوراک و پوشاک و حق همسری او چيزی كم كند. [۱۱] اگر ارباب در رعايت اين سه نكته كوتاهی كند، آنوقت آن كنيز آزاد است و میتواند بدون پرداخت قيمتی، او را ترک كند.
[۵] ای غلامان، از اربابتان در اين دنيا با ترس و احترام اطاعت نماييد و ايشان را از صميم قلب خدمت كنيد، با اين تصور كه مسيح را خدمت میكنيد. [۶] طوری نباشد كه وظايف كاری خود را فقط در حضور ايشان خوب انجام دهيد، و وقتی نيستند شانه خالی كنيد. بلكه همچون خادمين مسيح كه خواست خدا را با جان و دل انجام میدهند، هميشه وظيفه خود را انجام دهيد. [۷] با عشق و علاقه كار كنيد، درست مانند آنكه برای خداوند كار می كنيد، نه برای انسان. [۸] فراموش نكنيد كه چه غلام باشيد چه آزاد، برای هر عمل نيكو كه انجام میدهيد، از خداوند پاداش خواهيد گرفت. [۹] و شما اربابان، با غلامان و زيردستان خود درست رفتار كنيد، همانطور كه به ايشان نيز گفتم كه با شما درست رفتار نمايند. آنان را تهديد نكنيد. فراموش نكنيد كه شما هم غلام هستيد، غلام عيسی مسيح. شما هر دو يک ارباب داريد و او از كسی طرفداری نمیكند.
[۱۲] او را دست خالی روانه نكنيد، [۱۳] بلكه هديهای از گله و غله و شراب مطابق بركتی كه خداوند، خدايتان به شما بخشيده است به وی بدهيد. [۱۴] به خاطر بياوريد كه در سرزمين مصر بَرده بوديد و خداوند، خدايتان شما را نجات داد. به همين دليل است كه امروز اين فرمان را به شما میدهم. [۱۵] ولی اگر غلام عبرانی شما نخواهد برود و بگويد شما و خانوادهتان را دوست دارد و از بودن درخانۀ شما لذت میبرد، [۱۶] آنوقت او را به دم در برده با درفشی گوشش را سوراخ كنيد تا از آن پس، هميشه غلام شما باشد. همين كار را با كنيزان خود بكنيد. [۱۷] اما وقتی كه بردهای را آزاد میكنيد نبايد ناراحت شويد، چون او در طی شش سال برای شما كمتر از نصف دستمزد يک كارگر عادی خرج برداشته است. خداوند، خدايتان برای اينكه او را آزاد ساختهايد شما را در هر كاری بركت خواهد داد. [۱۸] بايد تمامی نخستزادههای نرگلهها و رمههايتان را برای خداوند وقف كنيد. از نخستزادههای رمههايتان جهت كار كردن در مزارع خود استفاده نكنيد و پشم نخستزادههای گلههای گوسفندتان را قيچی نكنيد.
[۱] «ساير احكامی كه بايد اطاعت كنيد، اينها هستند: [۲] «اگر غلامی عبرانی بخری فقط بايد شش سال تو را خدمت كند. سال هفتم بايد آزاد شود بدون اينكه برای كسب آزادی خود قيمتی بپردازد. [۳] اگر قبل از اينكه غلام تو شود همسری نداشته باشد و در حين غلامی همسری اختيار كند در سال هفتم فقط خودش آزاد شود. اما اگر قبل از اينكه غلام تو شود همسری داشته باشد، آنگاه هر دو آنها در يک زمان آزاد شوند. [۴] ولی اگر اربابش برای او زن گرفته باشد و او از وی صاحب پسران و دخترانی شده باشد، آنگاه فقط خودش آزاد شود و زن و فرزندانش پيش او بمانند. [۵] «اگر آن غلام بگويد: من ارباب و زن و فرزندانم را دوست دارم و آنها را بر آزادی خود ترجيح میدهم، [۶] آنوقت اربابش او را پيش قضات قوم ببرد و در حضور همه گوش او را با درفشی سوراخ كند تا از آن پس هميشه غلام او باشد. [۷] «اگر مردی دختر خود را به كنيزی بفروشد، آن كنيز مانند غلام در پايان سال ششم آزاد نشود. [۸] اگر اربابش كه آن كنيز را خريده و نامزد خود كرده است، از او راضی نباشد، بايد اجازه دهد تا وی بازخريد شود؛ ولی حق ندارد او را به يک غيراسرائيلی بفروشد، چون اين كار در حق او خيانت شمرده میشود. [۹] اگر ارباب بخواهد كنيز را برای پسرش نامزد كند، بايد مطابق رسوم دختران آزاد با او رفتار كند، نه به رسم يک كنيز. [۱۰] اگر خودش با او ازدواج كند و بعد زن ديگری نيز بگيرد، نبايد از خوراک و پوشاک و حق همسری او چيزی كم كند. [۱۱] اگر ارباب در رعايت اين سه نكته كوتاهی كند، آنوقت آن كنيز آزاد است و میتواند بدون پرداخت قيمتی، او را ترک كند. [۱۲] «اگر كسی انسانی را طوری بزند كه منجر به مرگ وی گردد، او نيز بايد كشته شود. [۱۳] اما اگر او قصد كشتن نداشته و مرگ، تصادفی بوده باشد ، آنوقت مكانی برايش تعيين میكنم تا به آنجا پناهنده شده، بست بنشيند [۱۴] ولی اگر شخصی، به عمد و با قصد قبلی به كسی حمله كند و او را بكشد، حتی اگر به قربانگاه من نيز پناه برده باشد، بايد از بست بيرون كشيده، كشته شود. [۱۵] «هر كه پدر يا مادرش را بزند، بايد كشته شود. [۱۶] «هر كس انسانی را بدزدد، خواه او را به غلامی فروخته و خواه نفروخته باشد، بايد كشته شود. [۱۷] «هر كس پدر يا مادر خود را لعنت كند، بايد كشته شود. [۱۸] «اگر دو نفر با هم گلاويز بشوند و يكی از آنها ديگری را با سنگ يا با مشت چنان بزند كه مجروح و بستری شود اما نميرد، [۱۹] و بعد از اينكه حالش خوب شد بتواند با كمک عصا راه برود، آنوقت ضارب بخشيده شود، بشرطی كه تمام مخارج معالجه و تاوان روزهای بيكاری مجروح را تا وقتی كه كاملاً خوب نشده بپردازد. [۲۰] «اگر كسی غلام يا كنيز خود را طوری با چوب بزند كه منجر به مرگ او گردد، بايد مجازات شود. [۲۱] اما اگر آن غلام يا كنيز چند روزی پس از كتک خوردن زنده بماند، اربابش مجازات نشود، زيرا آن غلام يا كنيز به او تعلق دارد. [۲۲] «اگر عدهای با هم درگير شوند و در جريان اين دعوا، زن حاملهای را طوری بزنند كه به سقط جنين او منجر شود، ولی به خود او آسيبی نرسد، ضارب هر مبلغی را كه شوهر آن زن بخواهد و قاضی آن را تأييد كند، بايد جريمه بدهد. [۲۳] ولی اگر به خود او صدمهای وارد شود، بايد همان صدمه به ضارب نيز وارد گردد: جان بعوض جان، [۲۴] چشم بعوض چشم، دندان بعوض دندان، دست بعوض دست، پا بعوض پا، [۲۵] داغ بعوض داغ، زخم بعوض زخم، و ضرب بعوض ضرب. [۲۶] «اگر كسی با وارد كردن ضربهای به چشم غلام يا كنيزش او را كور كند، بايد او را بعوض چشمش آزاد كند. [۲۷] اگر كسی دندان غلام يا كنيز خود را بشكند، بايد او را بعوض دندانش آزاد كند. [۲۸] «اگر گاوی به مرد يا زنی شاخ بزند و او را بكشد، آن گاو بايد سنگسار شود و گوشتش هم خورده نشود، آنوقت صاحب آن گاو بیگناه شمرده میشود. [۲۹] ولی اگر آن گاو قبلاً سابقۀ شاخ زنی داشته و صاحبش هم از اين موضوع با خبر بوده، اما گاو را نبسته باشد، در اينصورت بايد هم گاو سنگسار گردد و هم صاحبش كشته شود. [۳۰] ولی اگر بستگان مقتول راضی شوند كه خونبها را قبول كنند، صاحب گاو میتواند با پرداخت خونبهای تعيين شده، جان خود را نجات دهد. [۳۱] «اگر گاوی به دختر يا پسری شاخ بزند و او را بكشد، همين حكم اجرا شود. [۳۲] اما اگر گاو به غلام يا كنيزی شاخ بزند و او را بكشد، بايد سی مثقال نقره به ارباب آن غلام يا كنيز داده شود و گاو هم سنگسار گردد. [۳۳] «اگر كسی چاهی بكند و روی آن را نپوشاند و گاو يا الاغی در آن بيفتد، [۳۴] صاحب چاه بايد قيمت آن حيوان را تماماً به صاحبش بپردازد و حيوان مرده از آن او باشد. [۳۵] «اگر گاوی، گاو ديگری را بزند و بكشد، صاحبان آن دو گاو بايد گاو زنده را بفروشند و قيمت آن را ميان خود تقسيم كنند، و هر يک از آنها هم میتواند نيمی از گاو كشته شده را برای خود بردارد. [۳۶] ولی اگر گاوی كه زنده مانده، سابقهٔ شاخ زنی داشته و صاحبش آن را نبسته باشد، بايد گاو زندهای بعوض گاو كشته بدهد و گاو كشته شده را برای خود بردارد.
[۱] هنگامی كه موسی بالای كوه سينا بود، خداوند اين دستورات را برای قوم اسرائيل به او داد: وقتی به سرزمينی كه من به شما میدهم رسيديد، هر هفت سال يک بار بگذاريد زمين در حضور من استراحت كند. [۲] شش سال زمينهای زراعتی خود را بكاريد، درختان انگورتان را هرس نماييد و محصولات خود را جمع كنيد، [۳] ولی در طول سال هفتم زمين را وقف خداوند كنيد و چيزی در آن نكاريد. در تمام طول آن سال بذری نكاريد و درختان انگورتان را هرس نكنيد. [۴] حتی نباتات خودرو را برای خود درو نكنيد و انگورها را برای خود نچينيد، زيرا آن سال برای زمين، سال استراحت است. [۵] هر محصولی كه در آن سال برويد برای همه میباشد، يعنی برای شما، كارگران و بردگان شما، و هر غريبی كه در ميان شما ساكن است. بگذاريد حيوانات اهلی و وحشی نيز از محصول زمين بخورند. [۶] هر پنجاه سال يک بار، [۷] در روز كفاره كه روز دهم از ماه هفتم است، در سراسر سرزمينتان شيپورها را با صدای بلند بنوازيد. [۸] سال پنجاهم، سال مقدسی است و بايد آزادی برای تمام ساكنان سرزمين اعلام شود. در آن سال بايد تمام مايملک فاميلی كه به ديگران فروخته شده به صاحبان اصلی يا وارثان ايشان پس داده شود و هر كسی كه به بردگی فروخته شده نزد خانوادهاش فرستاده شود. [۹] سال پنجاهم، سال يوبيل است. در آن سال نه بذر بكاريد، نه محصولاتتان را درو كنيد، و نه انگورتان را جمع كنيد، [۱۰] زيرا سال يوبيل برای شما سال مقدسی است. خوراک آن سال شما از محصولات خودرويی باشد كه در مزرعهها میرويند. [۱۱] آری، در طول سال يوبيل هر كسی بايد به ملک اجدادی خود باز گردد. اگر آن را فروخته باشد، دوباره از آن خودش خواهد شد. [۱۲] به همين علت اگر در طول چهل و نه سال آن زمين خريد و فروش شود، بايد قيمت عادلانهٔ زمين را با توجه به نزديک و يا دور بودن سال پنجاهم تعيين كرد. اگر سالهای زيادی به سال پنجاهم مانده باشد قيمت زمين بيشتر و اگر سالهای كمی مانده باشد قيمت، كمتر خواهد بود چون در واقع خريدار، قيمت محصولی را كه در طول اين مدت میتواند بدست آورد، میپردازد. [۱۳] از خداوند، خدای خود بترسيد و يكديگر را فريب ندهيد. [۱۴] اگر از احكام و قوانين خداوند اطاعت كنيد در آن سرزمين، امنيت خواهيد داشت [۱۵] و زمين محصول خود را خواهد داد و شما سير و آسوده خاطر خواهيد بود. [۱۶] شايد بپرسيد: «پس در سال هفتم كه نه اجازه داريم چيزی بكاريم و نه محصولی جمع كنيم، چه بخوريم؟» [۱۷] جواب اين است: خداوند محصول سال ششم را بقدری بركت میدهد كه تا زمان برداشت محصولی كه در سال هشتم كاشتهايد باقی بماند و شما از آن بخوريد. [۱۸] به ياد داشته باشيد كه زمين مال خداوند است، و نمیتوانيد آن را برای هميشه بفروشيد. شما مهمان خداوند هستيد و میتوانيد فقط از محصول زمين استفاده كنيد. [۱۹] هنگام فروش زمين، بايد قيد شود كه هر وقت فروشنده بخواهد، میتواند زمين را بازخريد نمايد. [۲۰] اگر كسی تنگدست شد و مقداری از زمين خود را فروخت، آنوقت نزديكترين خويشاوند او میتواند زمين را بازخريد نمايد. [۲۱] اما اگر كسی را نداشته باشد كه آن را بازخريد كند ولی خود او پس از مدتی به اندازهٔ كافی پول به دست آورد، [۲۲] آنگاه، هر وقت كه بخواهد میتواند با در نظر گرفتن مقدار محصولی كه تا سال پنجاهم از زمين حاصل میشود، قيمت آن را بپردازد و زمين را پس بگيرد. [۲۳] ولی اگر صاحب اصلی نتواند آن را بازخريد نمايد، زمين تا سال يوبيل از آن مالک جديدش خواهد بود، ولی در سال يوبيل بايد دوباره آن را به صاحبش برگرداند. [۲۴] اگر مردی خانهٔ خود را كه در شهر است بفروشد، تا يک سال مهلت دارد آن را بازخريد نمايد. [۲۵] اگر در طی آن سال بازخريد نكرد آنوقت برای هميشه مال صاحب جديدش خواهد بود و در سال يوبيل به صاحب اصلیاش پس داده نخواهد شد. [۲۶] اما خانههايی را كه در روستاهای بدون حصار قرار دارند، میتوان مثل زمين زراعتی در هر زمان بازخريد نمود و در سال يوبيل بايد آنها را به صاحبان اصلی بازگردانيد. [۲۷] اما يک استثناء وجود دارد: خانههای لاويها، حتی اگر در شهر نيز باشند، در هر موقع قابل بازخريد خواهند بود [۲۸] و بايد در سال پنجاهم به صاحبان اصلی پس داده شوند، چون به لاويها مثل قبيلههای ديگر زمين زراعتی داده نمیشود، بلكه فقط در شهرهای خودشان به ايشان خانه داده میشود. [۲۹] لاويها اجازه ندارند مزرعههای حومۀ شهر خود را بفروشند، زيرا اينها ملک دايمی ايشان است. [۳۰] اگر يكی از هم نژادان اسرائيلی تو فقير شد، وظيفۀ توست كه به او كمک كنی. پس از او دعوت كن تا به خانۀ تو بيايد و مثل مهمان با تو زندگی كند. [۳۱] از او هيچ سود نگير، بلكه از خدای خود بترس و بگذار برادرت با تو زندگی كند. [۳۲] برای پولی كه به او قرض میدهی سود نگير و بدون منفعت به او خوراک بفروش، [۳۳] زيرا خداوند، خدايتان، شما را از سرزمين مصر بيرون آورد تا سرزمين كنعان را به شما بدهد و خدای شما باشد. [۳۴] اگر يكی از هم نژادان اسرائيلی تو فقير شد و خود را به تو فروخت، تو نبايد با او مثل برده رفتار كنی، [۳۵] بلكه بايد با او مثل كارگر روزمزد يا مهمان رفتار كنی و او فقط تا سال يوبيل برای تو كار كند. [۳۶] در آن سال او بايد با پسرانش از پيش تو برود و نزد فاميل و املاک خود بازگردد. [۳۷] شما بندگان خداوند هستيد و خداوند شما را از مصر بيرون آورد، پس نبايد به بردگی فروخته شويد. [۳۸] با ايشان با خشونت رفتار نكن و از خدای خود بترس. [۳۹] اما اجازه داريد بردگانی از اقوامی كه در اطراف شما ساكنند خريداری كنيد [۴۰] و همچنين میتوانيد فرزندان غريبانی را كه در ميان شما ساكنند بخريد، حتی اگر در سرزمين شما بدنيا آمده باشند. [۴۱] آنان بردگان هميشگی شما خواهند بود و بعد از خودتان میتوانيد ايشان را برای فرزندانتان واگذاريد. ولی با برادرانتان از قوم اسرائيل چنين رفتار نكنيد. [۴۲] اگر غريبی كه در ميان شما ساكن است ثروتمند شد و يک اسرائيلی، فقير گرديد و خود را به آن غريب يا به يكی از افراد خاندان او فروخت، [۴۳] يكی از برادرانش يا عمويش يا پسر عمويش يا يكی از اقوام نزديكش میتواند او را بازخريد نمايد. اگر خود او هم پولی بدست آورد، میتواند خود را بازخريد نمايد. [۴۴] او با بازخريدكنندهاش بايد از سال برده شدنش تا سال يوبيل را حساب كند. بهای آزادی او بايد مساوی مزد يک كارگر درهمان مدت باشد. [۴۵] اگر تا سال يوبيل مدت زيادی باقی مانده باشد، او پول بيشتری برای آزادی خود بپردازد و اگر كم مانده باشد پول كمتری. [۴۶] اگر خود را به غريبهای بفروشد آن غريبه بايد با او مثل يک كارگر روزمزد رفتار كند؛ نبايد با او با خشونت رفتار نمايد. [۴۷] اگر پيش از فرا رسيدن سال يوبيل بازخريد نشود، بايد در آن سال، خود و فرزندانش آزاد گردند، [۴۸] چون شما بندگان خداوند هستيد و او شما را از سرزمين مصر بيرون آورد. او خداوند، خدای شماست. [۴۹] خداوند فرمود: «بت برای خود درست نكنيد. مجسمه، ستونهای سنگی و سنگهای تراشيده شده برای پرستش نسازيد، زيرا من خداوند، خدای شما هستم. [۵۰] قانون روز سبت مرا اطاعت كنيد و عبادتگاه مرا محترم بداريد، زيرا من خداوند هستم. [۵۱] «اگر تمامی اوامر مرا اطاعت كنيد، [۵۲] به موقع برای شما باران خواهم فرستاد و زمين، محصول خود را و درختان، ميوۀ خود را خواهند داد. [۵۳] خرمن شما بقدری زياد خواهد بود كه كوبيدن آن تا هنگام چيدن انگور ادامه خواهد داشت و انگور شما بقدری فراوان خواهد بود كه چيدن آن تا فصل كاشتن بذر طول خواهد كشيد. خوراک كافی خواهيد داشت و در سرزمين خود در امنيت زندگی خواهيد كرد، [۵۴] زيرا من به سرزمين شما صلح و آرامش خواهم بخشيد و شما با خاطری آسوده به خواب خواهيد رفت. حيوانات خطرناک را از سرزمينتان دور خواهم نمود و شمشير از زمين شما گذر نخواهد كرد. [۵۵] دشمنانتان را تعقيب خواهيد كرد و ايشان را با شمشيرهايتان خواهيد كشت.
Persian Bible (FACB) 2005
Persian Contemporary Bible 1995, 2005, 2018 by Biblica, Inc.®