اگر طالب يک زندگی خوب و خوش میباشيد، از سخنان بد و دروغ بپرهيزيد.
او نبايد مشروبخوار و تندخو و اهل دعوا باشد بلكه ملايم و مهربان؛ پول دوست نيز نباشد.
اگر درست عمل میكردی، آيا مقبول نمیشدی؟ اما چون چنين نكردی، گناه در كمين توست و میخواهد بر تو مسلط شود؛ ولی تو بر آن چيره شو!»
طبق اين روش و طرح جديد، مسيح يک بار جان خود را در راه ما فدا كرد تا ما را ببخشد و پاک نمايد.
لعنت میكنيد، دروغ میگوييد، آدم میكشيد، دزدی میكنيد و مرتكب زنا میشويد. در همه جا ظلم و زورگويی و كشت و كشتار ديده میشود.
ظلم و خرابی را از تو دور خواهم كرد و مانند ديواری محافظ، تو را احاطه خواهم نمود و تو مرا سپاس خواهی گفت چرا كه تو را نجات دادهام.
با كسی كه به تو بدی نكرده است بیجهت دعوا نكن.
زيرا خداوند از اشخاص كجرو نفرت دارد، اما به درستكاران اعتماد میكند.
خداوند بدكاران و درستكاران را امتحان میكند. او از آدم بدكار و ظالم بيزار است.
اما من از خدا كمک میطلبم و او نجاتم خواهد داد.
باشد كه پادشاه پايدار بماند و مردم طلای شبا به او هديه دهند. قوم او پيوسته برايش دعا كنند و او را متبارک خوانند.
سپاس بر خداوند كه تكيهگاه من است و در ميدان جنگ به من قوت و مهارت میبخشد.
مأمور دولت از جانب خدا وظيفه دارد به تو كمک كند. اما اگر كار خلافی انجام دهی، از او بترس زيرا تو را مجازات خواهد كرد. خدا او را مقرر كرده تا كسانی را كه خلاف میكنند مجازات كند.
هر ايمانداری را كه مايل است به جمع شما بپيوندد، به گرمی بپذيريد، حتی اگر ايمانش ضعيف باشد. اگر عقايد او دربارۀ كارهای درست و نادرست، با عقايد شما متفاوت است، از او ايراد نگيريد.
به ايشان بگو كه دربارۀ هيچكس بدگويی نكنند، و از نزاع و دشمنی بپرهيزند و نسبت به همه بیآزار و مؤدب باشند.
[۲۱] و التماس كرد كه فرزندش را از شر روح ناپاک نجات دهد. اين زن اهل فينيقيۀ سوريه و غير يهودی بود. [۲۲] عيسی به او گفت: «من بايد نخست قوم خود، يعنی يهوديان را ياری كنم. خوب نيست نان فرزندان را بگيريم و مقابل سگها بيندازيم.»
[۳۸] «گفته شده كه اگر شخصی چشم كسی را كور كند، بايد چشم او را نيز كور كرد و اگر دندان كسی را بشكند، بايد دندانش را شكست. [۳۹] اما من میگويم كه اگر كسی به تو زور گويد، با او مقاومت نكن؛ حتی اگر به گونۀ راست تو سيلی زند، گونۀ ديگرت را نيز پيش ببر تا به آن نيز سيلی بزند.
[۱] «از كسی ايراد نگيريد تا از شما نيز ايراد نگيرند. زيرا هرطور كه با ديگران رفتار كنيد، همانگونه با شما رفتار خواهند كرد. [۲] چرا پر كاه را در چشم برادرت میبينی، اما تير چوب را در چشم خودت نمیبينی؟
[۵] و اما شما، فرزندان زياد توليد كنيد و زمين را پُر سازيد.» [۶] سپس خدا به نوح و پسرانش فرمود:
[۱۹] هنگامی كه از اميال و خواستههای نادرست خود پيروی میكنيد، اين گناهان وارد زندگی شما میشوند: زنا و انحرافات جنسی و بیعفتی؛ [۲۰] بتپرستی و جادوگری و احضار ارواح؛ دشمنی و دو بهم زنی؛ كينهتوزی و خشم؛ خودخواهی و نفعطلبی، شكايت و انتقاد و بهانهجويی؛ در اشتباه دانستن ديگران و بر حق شمردن خود و اعضای گروه خود؛ [۲۱] حسادت و آدمكشی؛ مستی و عياشی و چيزهايی از اين قبيل. همانطور كه قبلاً هم اشاره كردم، باز تكرار میكنم هر كه اين چنين زندگی كند، هرگز در ملكوت خدا جايی نخواهد داشت.
[۵۲] آنگاه رو به آن عده كرد و گفت: «مگر من دزد فراری هستم كه با چوب و چماق و شمشير به سراغم آمدهايد؟ من هر روز در برابر چشمانتان در خانۀ خدا بودم و به مردم تعليم میدادم؛ چرا در آنجا مرا نگرفتيد؟ [۵۳] بلی، میبايست اينطور میشد، چون تمام اين وقايع را انبياء در كتاب آسمانی پيشگويی كردهاند.» در اين گيرودار، تمام شاگردان، او را تنها گذاشته، فرار كردند. [۵۴] پس آن گروه، عيسی را به خانۀ قيافا، كاهن اعظم بردند. در آنجا تمام سران يهود جمع بودند.
[۱۰] بنابراين، شما به هيچ وجه حق نداريد از برادر خود ايراد بگيريد و يا با نظر تحقير به او نگاه كنيد. به ياد داشته باشيد كه هر يک از ما بايد به تنهايی در مقابل تخت داوری خدا بايستيم تا او ما را داوری كند؛ [۱۱] زيرا خداوند در كتاب آسمانی فرموده است: «به حيات خود قسم كه تمام مردم در مقابل من زانو زده، به زبان خود مرا ستايش خواهند كرد.» [۱۲] بلی، هر يک از ما بايد به خدا حساب پس بدهيم. [۱۳] پس بهتر است از يكديگر ايراد نگيريد. درعوض بكوشيد رفتارتان بگونهای باشد كه برادر مسيحیتان آن را گناه بحساب نياورد، در غيراينصورت ممكن است ايمانش سست گردد.
Persian Bible (FACB) 2005
Persian Contemporary Bible 1995, 2005, 2018 by Biblica, Inc.®