هيچگاه از ياد نبريد آن روزها را كه نور مسيح به تازگی دلتان را روشن ساخته بود؛ زيرا در آن زمان گر چه زحمات و رنجهای بسياری بر شما وارد آمد، اما شما همه را تحمل كرديد و به خداوند وفادار مانديد.
آدم تندخو نزاع به پا میكند، ولی شخص صبور دعوا را فرو مینشاند.
شخص بدانديش نزاع به پا میكند و آدم سخن چين بهترين دوستان را از هم جدا مینمايد.
حرص و آز باعث جنگ و جدال میشود؛ اما توكل نمودن به خداوند انسان را كامياب میكند.
«اگر برادری به تو بدی كند، برو و خصوصی با او گفتگو كن و او را متوجۀ خطايش بساز. اگر سخن تو را گوش گرفت و به تقصيرش اعتراف كرد، برادری را باز يافتهای.
تا اگر آمدنم به تأخير افتاد، بدانی چه نوع افرادی را برای خدمت به كليسای خدای زنده انتخاب كنی، كليسايی كه خانۀ خدا و ستون و پايۀ حقيقت است.
گفتند: «منظورت چيست كه میگويی آزاد میشويد؟ ما كه اسير كسی نيستيم كه آزاد شويم. ما فرزندان ابراهيم هستيم.»
[۲۳] «پس اگر نذری داری و میخواهی گوسفندی در خانۀ خدا قربانی كنی، و همان لحظه بيادت آيد كه دوستت از تو رنجيده است، [۲۴] گوسفند را همانجا نزد قربانگاه رها كن و اول برو و از دوستت عذرخواهی نما و با او آشتی كن؛ آنگاه بيا و نذرت را به خدا تقديم كن.
درک اين پيغام چنان سخت بود كه حتی شاگردان عيسی نيز به يكديگر میگفتند: «خيلی مشكل است بفهميم چه میخواهد بگويد. چه كسی میتواند منظورش را درک كند؟»
او كه همان نجّار است و مادرش مريم و برادرانش هم يعقوب و يوشا و يهودا و شمعون هستند؛ خواهرانش نيز در ميان ما زندگی میكنند.» و بدين ترتيب غرورشان اجازه نداد با احترام به سخنان او گوش فرا دهند.
تا آن را مقدس و پاک سازد و با غسل تعميد و كلام خدا آن را شستشو دهد،
بكوشيد تا با همۀ مردم در صلح و صفا بسر بريد، و دلی پاک و زندگی مقدسی داشته باشيد، زيرا تا پاک و مقدس نباشيد، خداوند را نخواهيد ديد.
[۱۵] «اگر برادری به تو بدی كند، برو و خصوصی با او گفتگو كن و او را متوجۀ خطايش بساز. اگر سخن تو را گوش گرفت و به تقصيرش اعتراف كرد، برادری را باز يافتهای. [۱۶] ولی اگر قبول نكرد، اين بار با دو يا سه نفر ديگر پيش او برو تا اين اشخاص شاهد سخنان تو باشند. [۱۷] ولی اگر باز هم به گفتههای شما گوش نداد، آنگاه موضوع را با كليسا در ميان بگذار؛ و اگر كليسا به تو حق بدهد و آن برادر باز هم زير بار نرود، آنگاه كليسا بايد با او همچون يک بيگانه رفتار كند.
نزد يكديگر به گناهان خود اعتراف نماييد و برای يكديگر دعا كنيد تا شفا يابيد. دعای صادقانۀ مرد درستكار، قدرت و تأثير شگفتانگيز دارد.
اما مسيحيان يهوديه هنوز مرا نديده بودند؛
ولی شما نام مرا بیحرمت میسازيد و قربانگاه مرا نجس میكنيد، زيرا حيوانات معيوب بر آن میگذاريد.
اگر چنين است، يكديگر را محبت نموده، قلباً با هم توافق داشته و همدل و همفكر باشيد، تا مرا واقعاً شاد سازيد.
ای كاش میدانستيد كه من برای شما و ايمانداران «لائوديكيه» و مسيحيان ديگری كه شخصاً مرا نديدهاند، با چه سوز دلی دعا میكنم.
برادران عزيز، هرگز از كسی انتقام نگيريد؛ انتقام خود را به خداوند واگذار كنيد، چون در كتاب آسمانی نوشته شده كه مجازات انسانها از آن اوست.
«اگر میدانستيد من كيستم، آنگاه میدانستيد پدرم كيست. اما از حالا به بعد، او را میشناسيد و او را ديدهايد.»
جواب ملايم خشم را فرو مینشاند، اما جواب تند آن را بر میانگيزاند.
اگر كسی از شما قبلاً دزد بوده، بايد فوراً از اين كار دست بكشد و با همان دستها، آبرومندانه كار كند تابتواند به محتاجان كمک نمايد.
بنابراين، هر نوع ناپاكی و عادت زشت را كه هنوز در وجودتان باقی است، از خود دور كنيد؛ و با فروتنی كلام خدا را كه در دلتان كاشته شده است، بپذيريد، زيرا اين كلام قدرت دارد جانهای شما را نجات بخشد.
«خوشابحال آنان كه برای برقراری صلح در ميان مردم كوشش میكنند، زيرا ايشان فرزندان خدا ناميده خواهند شد.
[۳] نيقوديموس با تعجب گفت: «منظورتان از تولد تازه چيست؟ چگونه امكان دارد پيرمردی مثل من، به شكم مادرش بازگردد و دوباره متولد شود؟» [۴] عيسی جواب داد: «آنچه میگويم عين حقيقت است. تا كسی از آب و روح تولد نيابد، نمیتواند وارد ملكوت خدا شود. [۵] زندگی جسمانی را انسان توليد میكند، ولی زندگی روحانی را روح خدا از بالا میبخشد.
[۱۹] بنابراين، هر نوع ناپاكی و عادت زشت را كه هنوز در وجودتان باقی است، از خود دور كنيد؛ و با فروتنی كلام خدا را كه در دلتان كاشته شده است، بپذيريد، زيرا اين كلام قدرت دارد جانهای شما را نجات بخشد. [۲۰] اما فراموش نكنيد كه اين كلام را نه فقط بايد شنيد، بلكه بايد به آن عمل كرد. پس خود را فريب ندهيد،
ای فرزندان من، شما كه فكر میكنيد با اجرای احكام شريعت يهود میتوان نجات يافت، چرا نمیخواهيد درک كنيد معنی واقعی شريعت و مذهب يهود چيست؟
من كليدهای ملكوت خدا را در اختيار تو میگذارم تا هر دری را بر روی زمين ببندی، در آسمان بسته شود، و هر دری را بگشايی در آسمان نيز گشوده شود.»
[۱۵] «اگر برادری به تو بدی كند، برو و خصوصی با او گفتگو كن و او را متوجۀ خطايش بساز. اگر سخن تو را گوش گرفت و به تقصيرش اعتراف كرد، برادری را باز يافتهای. [۱۶] ولی اگر قبول نكرد، اين بار با دو يا سه نفر ديگر پيش او برو تا اين اشخاص شاهد سخنان تو باشند. [۱۷] ولی اگر باز هم به گفتههای شما گوش نداد، آنگاه موضوع را با كليسا در ميان بگذار؛ و اگر كليسا به تو حق بدهد و آن برادر باز هم زير بار نرود، آنگاه كليسا بايد با او همچون يک بيگانه رفتار كند. [۱۸] مطمئن باشيد كه هر چه در زمين ببنديد، در آسمان بسته میشود، و هر چه در زمين باز كنيد در آسمان هم باز میشود.
[۲۲] روزگاری شما نيز بعلت خطايا و گناهانتان، زير لعنت خدا قرار داشتيد و محكوم به مرگ ابدی بوديد. [۲۳] شما هم مانند ديگران غرق در گناه بوديد و شيطان را اطاعت میكرديد، شيطانی كه رئيس نيروهای پليد است و هم اكنون در قلب مخالفين خدا عمل میكند.
[۲۳] پس شما ای زنان، بايد در هر امری با كمال ميل از شوهر خود اطاعت كنيد، درست همانگونه كه كليسا مطيع مسيح است. [۲۴] و اما شما ای شوهران، همسران خود را همانطور دوست بداريد كه مسيح كليسای خود را دوست داشت. او حاضر شد جانش را فدای كليسا كند،
رسولان دربارۀ زنده شدن عيسای خداوند با قدرت موعظه میكردند و فيض عظيم خدا بر همۀ ايشان بود.
اما ای برادران عزيز، به نام خداوند ما عيسی مسيح به شما التماس میكنم كه از بحث و جدل دست برداشته، بكوشيد با يكديگر يكدل و يكزبان باشيد تا در ميان شما جدايی و شكاف پيش نيايد. خواهش میكنم كه در فكر و هدف متحد باشيد.
ولی تمام كسانی كه مرا و سخنان مرا نمیپذيرند، در روز قيامت بوسيلهء كلام من از ايشان بازخواست خواهد شد.
«فقط با عبور از درِ تنگ میتوان به حضور خدا رسيد. جادهای كه به طرف جهنم میرود خيلی پهن است و دروازهاش نيز بسيار بزرگ، و عدۀ زيادی به آن راه میروند، و براحتی میتوانند داخل شوند.
من همه چيز را از پيش به شما گفتم تا وقتی واقع میشود، به من ايمان آوريد.
آگاهيد كه پيش از آنكه نزد شما بياييم، در شهر «فيليپی» بسبب اعلام پيغام انجيل، چقدر با ما بدرفتاری كردند و چقدر زحمت ديديم. با اينحال، با وجود دشمنانی كه از هر طرف ما را احاطه كرده بودند، خدا به ما جرأت داد تا با دليری، همان پيغام را به شما نيز برسانيم.
كسی كه محبت دارد، صبور است و مهربان؛ حسود نيست و به كسی رشک نمیبرد؛ مغرور نيست و هيچگاه خودستايی نمیكند؛
بلی، درست است كه مردم اين حقايق را میدانند، اما هيچگاه حاضر نيستند به آن اعتراف كنند و خدا را عبادت نمايند و يا حتی برای بركاتی كه هر روز عطا میكند، او را شكر گويند. در عوض دربارۀ وجود خدا و ارادۀ او، عقايد احمقانهای ابداع میكنند. به همين علت ذهن نادانشان، تاريک و مغشوش شده است.
Persian Bible (FACB) 2005
Persian Contemporary Bible 1995, 2005, 2018 by Biblica, Inc.®