آیات کتاب مقدس در موضوع

مباحث
خداوند
شخصیت خوب
شخصیت بد
گناهان
زندگی
کلیسا
اسرار
فرشته ها و شیاطین
علائم ریاضی
اضافی
شخصیت بد: [منافق]
اگر كسی ادعا می‌كند كه خدا را دوست دارد، اما از همنوع خود متنفر است، دروغ می‌گويد؛ چون اگر كسی نتواند همنوعی را كه می‌بيند، دوست داشته باشد، چگونه می‌تواند خدايی را كه نديده است، دوست بدارد؟
شما خدمتكاران، بايد مطيع اربابان خود باشيد و به ايشان احترام كامل بگذاريد، نه فقط به اربابان مهربان و با ملاحظه، بلكه به آنانی نيز كه سختگير و تندخو هستند.
اگر كسی خود را چنان بزرگ می‌پندارد كه نمی‌خواهد به اين امر گردن نهد، خود را فريب می‌دهد. چنين شخصی را نمی‌توان ايماندار واقعی دانست.
از اين رو، راهی كه می‌روند تاريک و لغزنده خواهد بود و در آن لغزيده، خواهند افتاد؛ پس در زمان معين بر آنها بلا نازل خواهم كرد و مجازاتشان خواهم نمود.
اگر به آن تكيه نمايد، می‌افتد و اگر از آن آويزان شود، آن تار او را نگه نمی‌دارد.
«اما كسی كه سخنان مرا می‌شنود و اطاعت نمی‌كند، مانند كسی است كه خانه‌اش را روی زمين سست بنا می‌كند. هرگاه سيل به آن خانه فشار آوَرَد، فرو می‌ريزد و ويران می‌شود.»
بدانيد كه چيزی پنهان نيست كه روزی آشكار و عيان نگردد.
عيسی در پاسخ ايشان فرمود: «ای آدمهای دورو! اشعيای پيامبر در وصف شما خوب گفته است كه: اين مردم با چه زبان شيرينی دربارۀ خدا سخن می‌گويند اما در قلبشان محبتی برای او ندارند. عبادتشان ظاهرسازی است، چون مردم را وادار می‌كنند بجای احكام خدا، به مقررات پوچ ايشان گوش دهند. بلی، اشعيا درست گفته است.
«مراقب باشيد كه اعمال نيک خود را در انظار مردم انجام ندهيد، تا شما را ببينند و تحسين كنند، زيرا در اينصورت نزد پدر آسمانی‌تان اجری نخواهيد داشت.
ايشان درک نمی‌كنند كه مسيح جانش را فدا كرده تا آنان را در حضور خدا بی‌گناه سازد. درعوض می‌كوشند تا با رعايت احكام و رسوم شريعت، به آن درجه از پاكی برسند كه در نظر خدا بی‌گناه جلوه كنند. اما اين آن راهی نيست كه خدا برای نجات انسانها در نظر گرفته است.
تا بتوانند به زنان جوانتر ياد دهند كه چطور شوهر و فرزندان خود را دوست بدارند،
[۲۷] شما می‌كوشيد خود را ديندار جلوه دهيد، ولی در زير آن عبای مقدستان، دلهايی داريد پر از ريا و گناه. [۲۸] «وای به حالتان ای علمای دينی و فريسيان رياكار! شما برای پيامبرانی كه اجدادتان كشتند، با دست خود بنای يادبود می‌سازيد، و قبر مقدسينی را كه بدست آنان كشته شدند، تزئين می‌كنيد و می‌گوييد: اگر ما بجای اجدادمان بوديم، پيامبران را نمی‌كشتيم.
[۴۶] وقتی عيسی در خانه خدا ايستاده بود و به اطراف نگاه می‌كرد، ثروتمندانی را ديد كه هدايای خود را در صندوق اعانات می‌ريختند. [۴۷] در همان حال بيوه زن فقيری نيز آمد و دو سكه كوچک در صندوق انداخت.
[۲۲] اما به محض اينكه از مقابل آينه دور می‌شود، چهرۀ خود را فراموش می‌كند. [۲۳] اما كسی كه به كلام خدا كه قانون كامل آزادی بشر است، توجه داشته باشد، نه تنها آن را هميشه بخاطرخواهد داشت، بلكه به دستوراتش نيز عمل خواهد كرد، و خدا عمل او را بركت خواهد داد.
[۱۶] تا كسی متوجه نشود روزه گرفته‌ای. آنگاه پدر آسمانی تو كه از همه چيز آگاه است، تو را اجر خواهد داد. [۱۷] «ثروت خود را بر روی اين زمين نيندوزيد زيرا ممكن است بيد يا زنگ به آن آسيب رساند و يا دزد آن را بربايد. [۱۸] ثروتتان را در آسمان بيندوزيد، در جايی كه از بيد و زنگ و دزد خبری نيست.
[۲۱] «در روز قيامت بسياری نزد من آمده، خواهند گفت: خداوندا، خداوندا، ما پيغام تو را به مردم داديم و با ذكر نام تو، ارواح ناپاک را از وجود افراد بيرون كرديم و معجزات بزرگ ديگر انجام داديم. [۲۲] ولی من جواب خواهم داد: من اصلاً شما را نمی‌شناسم، از من دور شويد ای بدكاران. [۲۳] «هر كه احكام مرا می‌شنود و آنها را بجا می‌آورد، شخصی داناست؛ او مانند آن مرد عاقلی است كه خانه‌اش را بر صخره‌ای محكم بنا كرد.
[۷] عبادت آنان باطل است زيرا رسوم بشری را بجای احكام الهی به مردم تعليم می‌دهند.» [۸] سپس، عيسی مردم را نزد خود خواند و فرمود: «به سخنان من گوش دهيد و سعی كنيد درک نماييد. [۹] هيچكس با خوردن چيزی نجس نمی‌شود. چيزی كه انسان را نجس می‌سازد، سخنان و افكار اوست.»
[۱] «مراقب باشيد كه اعمال نيک خود را در انظار مردم انجام ندهيد، تا شما را ببينند و تحسين كنند، زيرا در اينصورت نزد پدر آسمانی‌تان اجری نخواهيد داشت. [۲] هرگاه به فقيری كمک می‌كنی، مانند رياكاران كه در كنيسه و در بازار از خود تعريف می‌كنند تا مردم به آنها احترام بگذارند، دربارۀ كار نيک خود داد سخن سر نده، چون به اين ترتيب، اجری را كه می‌بايست از خدا بگيری، از مردم گرفته‌ای. [۳] اما وقتی به كسی صدقه‌ای می‌دهی، نگذار حتی دست چپت از كاری كه دست راستت می‌كند، آگاه شود، [۴] تا نيكويی تو در نهان باشد. آنگاه پدر آسمانی كه امور نهان را می‌بيند، تو را اجر خواهد داد.
[۱] اين را نيز بايد بدانی كه در زمانهای آخر، مسيحی بودن بسيار دشوار خواهد بود [۲] زيرا مردم، خودپرست، پول دوست، مغرور و متكبر خواهند بود؛ و خدا رامسخره كرده، نسبت به والدين نامطيع و ناسپاس خواهند شد و دست به هر عمل زشتی خواهند زد. [۳] مردم، سنگدل و بی‌رحم، تهمت زن، ناپرهيزگار، خشن و متنفر از خوبی خواهند بود، و كسانی را كه می‌خواهند زندگی پاكی داشته باشند، به باد تمسخر خواهند گرفت؛ [۴] در آن زمان، خيانت در دوستی امری عادی بنظر خواهد آمد؛ انسانها خودرأی، تندخو و مغرور خواهند بود، و عيش و عشرت را بيشتر از خدا دوست خواهند داشت؛ [۵] به ظاهر افرادی مؤمن، اما در باطن بی‌ايمان خواهند بود. فريب اينگونه اشخاص خوش‌ظاهر را نخور.
[۱] شايد كسی پيش خود فكر كند اين مردم چقدر پست هستند كه دست به چنين كارهايی می‌زنند. اما كسی كه چنين فكر می‌كند، خودش نيز بهتر از آنها نيست. هرگاه كسی بگويد كه اين اشخاص بدكار بايد مجازات شوند، در حقيقت خودش را محكوم می‌كند، چون او نيز همان گناهان را مرتكب می‌شود. [۲] اما می‌دانيم كه خدا هركسی را كه مرتكب چنين اعمالی شود، عادلانه و به سختی مجازات خواهد كرد. [۳] ای آدمی، آيا تصور می‌كنی كه خدا ديگران را برای اين گناهان مجازات خواهد كرد، اما از گناهان تو چشم‌پوشی خواهد نمود؟ [۴] اگر خدا تابحال نسبت به تو صبر و تحمل نشان داده است، آيا اين را نتيجۀ ضعف او می‌دانی؟ آيا متوجه نيستی كه خدا در تمام اين مدت كه تو را مجازات نكرده، در واقع به تو فرصت داده تا از گناهانت دست بكشی؟ بلی، مهربانی خدا برای اين بوده است كه تو توبه كنی. [۵] اگر دل خودت را سخت كنی و توبه نكنی برای خود مجازات وحشتناكی فراهم می‌آوری، زيرا بزودی روز خشم و غضب خدا فرا می‌رسد روزی كه در آن خدا تمام مردم جهان را عادلانه محكوم خواهد كرد،
[۲۱] زيرا كسی كه كلام را فقط می‌شنود ولی به آن عمل نمی‌كند، مانند شخصی است كه صورت خود را در آينه نگاه می‌كند؛ [۲۲] اما به محض اينكه از مقابل آينه دور می‌شود، چهرۀ خود را فراموش می‌كند. [۲۳] اما كسی كه به كلام خدا كه قانون كامل آزادی بشر است، توجه داشته باشد، نه تنها آن را هميشه بخاطرخواهد داشت، بلكه به دستوراتش نيز عمل خواهد كرد، و خدا عمل او را بركت خواهد داد. [۲۴] هر كه خود را مسيحی می‌داند، اما نمی‌تواند بر زبان تند خود مسلط باشد، خود را گول می‌زند و مذهب او پشيزی ارزش ندارد. [۲۵] در نظر خدای پدر، مسيحی پاک و بی‌عيب كسی است كه به كمک يتيمان و بيوه‌زنان می‌شتابد، و نسبت به خداوند وفادار می‌ماند و خود را از آلودگيهای دنيا دور نگاه می‌دارد. [۲۶] برادران عزيز، چگونه می‌توانيد ادعا كنيد كه از آنِ عيسی مسيح، خداوند پرجلال هستيد، درحاليكه از ثروتمندان طرفداری می‌كنيد و فقرا را پست می‌شماريد؟
[۳۷] سپس عيسی اين مثل‌ها را آورد: «چه فايده دارد كه كور، راهنمای كور ديگر شود؟ يكی كه در گودال بيفتد، ديگری را هم بدنبال خود می‌كشد. [۳۸] چگونه ممكن است كه شاگرد داناتر از استاد خود باشد؟ شاگرد اگر زياد تلاش كند، شايد مانند استاد خود شود. [۳۹] «چرا پَرِ كاهی را كه در چشم ديگران است، می‌بينی، اما چوب را در چشم خود ناديده می‌گيری؟ [۴۰] چگونه جرأت می‌كنی بگويی: برادر، اجازه بده پر كاه را از چشمت درآورم، در حاليكه چوب را در چشم خود نمی‌بينی؟ ای متظاهر، نخست چوب را از چشم خود درآور، آنگاه بهتر خواهی ديد تا پركاه را از چشم او بيرون بياوری! [۴۱] «اگر درخت خوب باشد، ميوه‌اش نيز خوب خواهد بود، و اگر بد باشد، ميوه‌اش نيز بد خواهد بود. [۴۲] درخت را از ميوه‌اش می‌شناسند. نه بوتۀ خار انجير می‌دهد و نه بوتۀ تمشک، انگور!
[۱] «از كسی ايراد نگيريد تا از شما نيز ايراد نگيرند. زيرا هرطور كه با ديگران رفتار كنيد، همانگونه با شما رفتار خواهند كرد. [۲] چرا پر كاه را در چشم برادرت می‌بينی، اما تير چوب را در چشم خودت نمی‌بينی؟ [۳] چگونه جرأت می‌كنی بگويی: اجازه بده پركاه را از چشمت درآورم، در حالی كه خودت چوبی در چشم داری؟ [۴] ای متظاهر، نخست چوب را از چشم خود درآور تا بهتر بتوانی پر كاه را در چشم برادرت ببينی. [۵] «مرواريدهای خود را نزد خوكها ميندازيد چون قادر به تشخيص ارزش آنها نمی‌باشند؛ آنها مرواريدها را لگدمال می‌كنند و برگشته، به شما حمله‌ور خواهند شد. به همين ترتيب، چيزهای مقدس را در اختيار انسانهای بدكار مگذاريد. [۶] «بخواهيد تا به شما داده شود. بجوييد تا بيابيد. در بزنيد تا به روی شما باز شود.
[۱] فرزندان عزيزم، اينها را به شما می‌نويسم تا گناه نكنيد. اما اگر گناهی از شما سرزند، كسی هست كه برای ما نزد خدای پدر وساطت كند و بخشايش ما را از او درخواست نمايد. اين شخص عيسی مسيح است كه مظهر راستی و عدالت است. [۲] او كسی است كه تاوان گناهان ما را داده تا خدا ما را هلاک نسازد؛ او با اين كار، رابطه‌ای دوستانه ميان خدا و ما بوجود آورده است. او نه فقط برای گناهان ما، بلكه برای گناهان تمام مردم جهان فدا شد. [۳] چگونه می‌توانيم مطمئن باشيم كه خدا را می‌شناسيم؟ راهش اينست كه به قلب خود نگاه كنيم و ببينيم كه آيا مايل هستيم احكام خدا را بجا بياوريم. [۴] كسی كه می‌گويد خدا را می‌شناسد اما احكام خدا را نگاه نمی‌دارد و خواست او را بجا نمی‌آورد، دروغ می‌گويد و از حقيقت بدور است. [۵] فقط كسی می‌تواند واقعاً خدا را بشناسد و با او رابطۀ نزديک داشته باشد كه او را هر روز بيشتر دوست داشته، كلام او را بجا آورد. [۶] كسی كه ادعا می‌كند مسيحی است، بايد مانند مسيح زندگی كند.
[۱۰] «اگر در كارهای كوچک درستكار باشيد، در كارهای بزرگ نيز درستكار خواهيد بود؛ و اگر در امور جزئی نادرست باشيد، در انجام وظايف بزرگ نيز نادرست خواهيد بود. [۱۱] پس اگر در مورد ثروتهای دنيوی، امين و درستكار نبوديد، چگونه در خصوص ثروتهای حقيقی آسمانی به شما اعتماد خواهند كرد؟ [۱۲] و اگر در مال ديگران خيانت كنيد، چه كسی مال خود شما را به دستتان خواهد سپرد؟ [۱۳] «هيچ خدمتكاری نمی‌تواند دو ارباب را خدمت كند، زيرا يا از يكی نفرت دارد و به ديگری محبت می‌كند و يا به يكی دل می‌بندد و ديگری را پست می‌شمارد. شما نيز نمی‌توانيد هم بنده خدا باشيد و هم بنده پول!» [۱۴] فريسی‌ها وقتی اين سخنان را شنيدند، او را مسخره كردند، زيرا كه پول دوست بودند. [۱۵] عيسی به ايشان فرمود: «شما در ظاهر، لباس تقوا و دينداری به تن داريد، اما خدا از باطن شريرتان باخبر است. تظاهر شما باعث می‌شود كه مردم به شما احترام بگذارند، اما بدانيد كه آنچه در نظر انسان با ارزش است، در نظر خدا مكروه و ناپسند است.
[۱۴] برادران عزيز، چه فايده‌ای دارد كه بگوييد «من ايمان دارم و مسيحی هستم»، اما اين ايمان را از طريق كمک و خدمت به ديگران نشان ندهيد؟ آيا اين نوع ايمان می‌تواند باعث رستگاری شود؟ [۱۵] اگر دوستی داشته باشيد كه محتاج خوراک و پوشاک باشد، [۱۶] و به او بگوييد: «برو بسلامت! خوب بخور و خودت را گرم نگهدار»، اما خوراک و پوشاک به او ندهيد، چه فايده‌ای دارد؟ [۱۷] پس ملاحظه می‌كنيد ايمانی كه منجر به اعمال خير نگردد، و با كارهای نيک همراه نباشد، اصلاً ايمان نيست، بلكه يک ادعای پوچ و توخالی است. [۱۸] اين ايراد، بجا خواهد بود اگر كسی بگويد: «شما می‌گوييد كه راه رسيدن به خدا، فقط ايمان است و بس! اما من می‌گويم كه اعمال نيک نيز مهم است. زيرا شما بدون اعمال نيک نمی‌توانيد ثابت كنيد كه ايمان داريد. اما همه می‌توانند از روی اعمال و رفتار من، ببينند كه من ايمان دارم.» [۱۹] ممكن است كسی به خود ببالد و بگويد: «من ايمان دارم كه خدا يكی است!» چنين شخصی بايد بخاطر داشته باشد كه ديوها نيز به اين ايمان دارند، چنان ايمانی كه از ترس به خود می‌لرزند! [۲۰] ای نادان! آيا نمی‌خواهی درک كنی كه ايمان بدون انجام اراده خدا، بی‌فايده و بی‌ثمر است؟ بلی، ايمانی كه اعمال خير به بار نياورد، ايمان واقعی نيست. [۲۱] مگر به ياد نداريد كه جدمان ابراهيم نيز بسبب اعمال خود در نظر خدا عزّت يافت؟ چون او حاضر شد پسر خود اسحاق را برای خدا قربانی كند. [۲۲] پس می‌بينيد كه ايمان او به خدا باعث شد كه او از خدا كاملاً اطاعت كند؛ در واقع، ايمان او با اعمال و رفتارش كامل گرديد. [۲۳] از اينرو، نتيجه همان شد كه كتاب آسمانی می‌فرمايد: «ابراهيم به خدا ايمان آورد و مقبول او واقع گرديد، و حتی «دوست خدا» ناميده شد.» [۲۴] پس می‌بينيد كه انسان علاوه بر ايمان، بوسيلۀ اعمال خود نيز رستگار می‌گردد. [۲۵] «راحاب» فاحشه نيز نمونۀ ديگری است برای اين موضوع. او در اثر اعمال خود رستگار شد، زيرا مأموران قوم خدا را پناه داد و بعد، ايشان را از راه ديگر به سلامت روانه نمود. [۲۶] خلاصه، همانطور كه بدن بدون روح، مرده است، ايمانی هم كه اعمال نيک به بار نياورد، مرده است.
Persian Bible (FACB) 2005
Persian Contemporary Bible 1995, 2005, 2018 by Biblica, Inc.®