[۲۳] آنها نسخههای كتاب تورات را به تمام شهرهای يهودا بردند و آن را به مردم تعليم دادند. [۲۴] ترس خداوند تمام قومهای همسايه را فرا گرفت، بطوريكه هيچكدام جرأت نمیكردند با يهوشافاط، پادشاه يهودا وارد جنگ شوند، [۲۵] حتی بعضی از فلسطينیها هدايا و باج و خراج برايش آوردند و عربها 7 ٬700 قوچ و 7 ٬700 بز نر به او هديه كردند. [۲۶] به اين ترتيب، يهوشافاط بسيار قدرتمند شد و در سراسر مملكت يهودا قلعهها و شهرها برای ذخيرۀ آذوقه و مهمات بنا كرد [۲۷] و آذوقۀ بسيار در آن شهرها اندوخت. او در اورشليم، پايتخت خود، سپاه نيرومندی بوجود آورد. [۲۸] فرماندهان اين سپاه بزرگ و تعداد افرادی كه آنها تحت فرمان خود داشتند عبارت بودند از: ادنه (فرماندۀ سپاه يهودا)، با 300 ٬000 سرباز؛ پس از او، يهوحانان با 280 ٬000 سرباز؛ عمسيا (پسر زكری كه خود را برای خدمت خداوند نذر كرده بود)، با 200 ٬000 سرباز؛ الياداع (فرماندۀ شجاع سپاه بنيامين) با 200 ٬000 سرباز مجهز به كمان و سپر و پس از او، يهوزاباد با 180 ٬000 سرباز تعليم ديده. [۲۹] اينها غير از سربازانی بودند كه پادشاه آنها را در شهرهای حصاردار سراسر مملكت يهودا گذاشته بود. [۳۰] يهوشافاط ثروت و شهرت زيادی كسب كرد و با اخاب، پادشاه اسرائيل وصلت نمود و دختر او را به عقد پسرش درآورد. [۳۱] چند سال بعد، يهوشافاط برای ديدن اخاب به سامره رفت و اخاب پادشاه برای او و همراهانش مهمانی بزرگی ترتيب داد و تعداد زيادی گاو و گوسفند سر بريد. در آن مهمانی اخاب از يهوشافاط پادشاه خواست در حمله به راموت جلعاد به او كمک كند. يهوشافاط گفت: «هر چه دارم مال توست، قوم من قوم توست. من و قومم در اين جنگ همراه تو خواهيم بود.
وقتها و زمانها در دست اوست و اوست كه پادشاهان را عزل و نصب میكند. اوست كه به حكيمان، حكمت و به دانايان، دانايی میبخشد.
وقتی كه اجداد شما به مصر رفتند فقط هفتاد نفر بودند، ولی اكنون خداوند، خدايتان شما را به اندازهٔ ستارگان آسمان افزايش داده است!
برای خداوند سرود شكرگزاری خواهم خواند و او را تمجيد خواهم كرد، زيرا او مظلومان را از دست ظالمان رهايی میدهد.
تو را سپاس میگويم ای خدا، تو را سپاس میگويم! تو به ما نزديک هستی و ما معجزات تو را اعلام میكنيم.
[۲] «من خداوند، خدای تو هستم، همان خدايی كه تو را از اسارت و بندگی مصر آزاد كرد. [۳] «تو را خدايان ديگر غير از من نباشد. [۴] «هيچگونه بتی به شكل حيوان يا پرنده يا ماهی برای خود درست نكن. [۵] در برابر آنها زانو نزن و آنها را پرستش نكن، زيرا من كه خداوند، خدای تو میباشم، خدای غيوری هستم و كسانی را كه با من دشمنی كنند، مجازات میكنم. اين مجازات، شامل حال فرزندان آنها تا نسل سوم و چهارم نيز میگردد. [۶] اما بر كسانی كه مرا دوست داشته باشند و دستورات مرا پيروی كنند، تا هزار پشت رحمت میكنم.
[۲۱] عيسی فرمود: «من همان مسيح هستم!» [۲۲] در همين وقت، شاگردان عيسی از راه رسيدند و وقتی ديدند او با يک زن گفتگو میكند، تعجب كردند، ولی هيچيک از ايشان جرأت نكرد بپرسد چرا با او صحبت میكند. [۲۳] آنگاه زن كوزهء خود را همانجا كنار چاه گذاشت و به ده بازگشت و به مردم گفت: [۲۴] «بياييد مردی را ببينيد كه هر چه تابحال كرده بودم، به من بازگفت. فكر نمیكنيد او همان مسيح باشد؟»
[۱] ای قومها بترسيد، زيرا خداوند سلطنت میكند! ای تمام زمين بلرزيد، زيرا خداوند بر تخت خود كه بر بالای سرفرشتگان قرار دارد نشسته است! [۲] خداوند در اورشليم جلوس فرموده و بر تمام قومها مسلط است. [۳] همۀ مردم نام بزرگ او را گرامی بدارند، زيرا او مقدس است. [۴] ای خدا، ای «پادشاه» مقدر (توانا)، تو انصاف را دوست داری. تو در اسرائيل عدالت و برابری را بنياد نهادهای. [۵] خداوند، خدای ما را ستايش كنيد و در پيشگاه او به خاک بيفتيد زيرا او مقدس است. [۶] وقتی موسی و هارون و سموئيل، مردان خدا، از خداوند كمک خواستند، او درخواست ايشان را مستجاب فرمود. [۷] او از ميان ستون ابر با آنان سخن گفت و آنان احكام و دستورات او را اطاعت كردند. [۸] ای خداوند، خدای ما، تو دعای قوم خود را مستجاب نمودی و به آنها نشان دادی كه خدايی بخشنده هستی؛ اما در عين حال آنها را بخاطر گناهانشان تنبيه نمودی. [۹] خداوند، خدای ما را حمد گوييد و او را نزد كوه مقدسش در اورشليم عبادت كنيد، زيرا او مقدس است.
چون خداوند از سر تقصيرات او نمیگذرد بلكه خشم و غيرتش برضد آن شخص شعلهور خواهد شد و تمام لعنتهايی كه در اين كتاب نوشته شده بر سر او فرود خواهد آمد و خداوند اسم او را از روی زمين محو خواهد كرد.
[۱] ای ايمانداران عزيز، در مقابل اين لطف و رحمت خدا، التماس میكنم كه بدنهای خود را مانند قربانی زنده و مقدس به او تقديم كنيد، زيرا اين است قربانی كه مورد پسند اوست. شايسته است او را اين چنين عبادت و خدمت كنيد. [۲] رفتار و كردار و شيوۀ زندگی مردم دنيا را تقليد نكنيد، بلكه بگذاريد خدا افكار و طرز فكرتان را دگرگون كند تا به انسانی جديد تبديل شويد. آنگاه قادر خواهيد شد ارادۀ خدا را درک كرده، آنچه را كه خوب و كامل و موردپسند اوست، كشف كنيد.
نااطاعتی مثل گناه جادوگری است و خودسری مانند بتپرستی میباشد. چون به كلام خداوند توجه نكردی، او هم تو را از مقام پادشاهی بركنار خواهد كرد.»
[۸] هنگامی كه اين موجودات زنده به آنكس كه بر تخت نشسته بود و تا ابد زنده است، جلال و حرمت و سپاس فرستادند، [۹] آن بيست و چهار رهبر نزد او سجده نمودند و او را كه تا ابد زنده است، پرستش كردند، و تاجهای خود را پيش تخت او انداخته، [۱۰] اين سرود را خواندند: «خداوندا، جلال و حرمت و قدرت، برازندۀ توست؛ زيرا تو آفرينندۀ تمام موجودات هستی و همه چيز به ارادۀ تو بوجود آمد.» [۱۱] پس از آن، در دست راست آن كسی كه بر تخت نشسته بود، طوماری ديدم كه بر هر دو طرف آن نوشته شده بود و با هفت مُهر، آن را مهر و موم كرده بودند.
پس با ضربات غير منتظرۀ خود، اين قوم را به حيرت خواهم انداخت. حكمت حكيمان ايشان نابود خواهد شد و فهم فهيمان ايشان از بين خواهد رفت.»
[۱] ای فرشتگان، خداوند را ستايش كنيد! شكوه و عظمت او را بستاييد! [۲] خداوند را آنچنانكه سزاوار است بپرستيد! در لباس تقوی و تقدس او را سجده كنيد! [۳] صدای خداوند از ورای درياها شنيده میشود؛ او همچون رعد میغرد! صدای او بر اقيانوسها طنين افكن است! [۴] صدای خداوند پرقدرت و باشكوه است. [۵] صدای خداوند درختان سرو را میشكند. آری درختان سرو لبنان را میشكند [۶] و كوههای لبنان را میلرزاند و كوه حرمون را مانند گوساله به جست و خيز وامیدارد. [۷] صدای خداوند رعد و برق ايجاد میكند، [۸] دشتها را به لرزه در میآورد و صحرای قادش را تكان میدهد. [۹] صدای خداوند درخت بلوط را میلرزاند و برگهای درختان جنگل را به زمين میريزد. در خانۀ خداوند، همه جلال و عظمت او را میستايند. [۱۰] خداوند بر آبهای عميق فرمان میراند و تا به ابد سلطنت مینمايد. [۱۱] خداوند به قوم برگزيدۀ خود قدرت میبخشد و صلح و سلامتی نصيب ايشان میكند.
[۲۸] پس حال كه ملكوتی تزلزل ناپذير نصيب ما خواهد شد، بياييد خدا را از صميم قلب سپاس گوييم و او را چنانكه سزاوار است، با خوف و احترام خدمت نماييم. [۲۹] زيرا خدای ما آتشی سوزاننده است.
[۵] تو تنها خداوند هستی. آسمانها و ستارگان را تو آفريدی؛ زمين و دريا و موجودات آنها را تو به وجود آوردی؛ تو به همۀ اينها حيات بخشيدی. تمام فرشتگان آسمان، تو را سجده میكنند. [۶] «ای خداوند، تو همان خدايی هستی كه ابرام را انتخاب كردی، او را از شهر اور كلدانیها بيرون آوردی و نام او را به ابراهيم تبديل نمودی.
[۹] همۀ قومهايی كه آفريدهای خواهند آمد و تو را پرستش نموده، نام تو را خواهند ستود. [۱۰] تو بزرگ و قادر هستی و معجزه مینمايی؛ تنها تو خدا هستی!
[۳۸] فقط مرا عبادت كنيد و من شما را از چنگ دشمنانتان نجات خواهم داد.» [۳۹] ولی اين طوايف توجهی به اين احكام ننمودند و به پرستش بت ادامه دادند. آنها خداوند را عبادت میكردند و در ضمن از بتپرستی هم دست نكشيدند و فرزندان آنها نيز تا به امروز به همان طريق عمل میكنند.
[۱] ای ساكنان روی زمين، در حضور خداوند فرياد شادمانی سر دهيد! [۲] خداوند را با شادی عبادت كنيد و سرودخوانان به حضور او بياييد. [۳] بدانيد كه او خداست. او خالق ماست و ما قوم او هستيم و گوسفندان چراگاه او. [۴] با شكرگزاری از دروازههای خانه او داخل شويد؛ سرود خوانان به صحنهای او بياييد. او را پرستش كنيد و نام مقدسش را گرامی بداريد. [۵] خداوند نيكوست و رحمت و امانتش را انتهايی نيست.
[۱۶] ولی حتی اگر نرهاند، بدان كه خدايان و مجسمۀ طلای تو را سجده نخواهيم كرد.» [۱۷] نبوكدنصر بشدت بر شدرک، ميشک و عبدنغو غضبناک شد و دستور داد آتش كوره را هفت برابر بيشتر كنند [۱۸] و چند نفر از قويترين سربازان خود را احضار كرد تا شدرک، ميشک و عبدنغو را ببندند و در آتش بيندازند.
فرشته با صدای بلند میگفت: «خدا را احترام و تمجيد كنيد، زيرا وقت آن رسيده است كه مردم را داوری كند. او را بپرستيد كه آسمان و زمين و دريا و چشمهها را آفريده است.»
Persian Bible (FACB) 2005
Persian Contemporary Bible 1995, 2005, 2018 by Biblica, Inc.®