[۱۲] از شما میخواهم كه به همان اندازه كه من شما را دوست میدارم، شما نيز يكديگر را دوست بداريد. [۱۳] بزرگترين محبتی كه شخص میتواند در حق دوستانش بكند، اين است كه جان خود را در راه ايشان فدا سازد. محبت را بايد اينچنين سنجيد.
اما اگر كسی به احتياجات خويشان و بخصوص اعضای خانوادۀ خود بیتوجه باشد، اجازه ندارد خود را مسيحی بخواند؛ چنين شخص از يک كافر هم پستتر است.
در اينجا سخنی نيز با شما پدر و مادرها دارم: فرزندانتان را بيش از حد سرزنش نكنيد، مبادا دلگير و عصبی شوند. ايشان را آنطور كه خداوند میپسندد، با محبت تربيت كنيد، و از كلام خدا ايشان را پند و نصيحت دهيد.
دوست خود و دوست پدرت را هرگز ترک نكن، و وقتی در تنگی هستی سراغ برادرت نرو؛ همسايۀ نزديک بهتر از برادر دور میتواند به تو كمک كند.
[۴۸] همين طور كه تخمها را به اطراف میپاشيد، بعضی در گذرگاه كشتزار افتاد. پرندهها آمدند و آنها را خوردند. [۴۹] بعضی روی خاكی افتاد كه زيرش سنگ بود. تخمها روی آن خاک كمعمق، خيلی زود سبز شدند. [۵۰] ولی وقتی خورشيد سوزان بر آنها تابيد، همه سوختند و از بين رفتند، چون ريشۀ عميقی نداشتند.
[۱۸] به پدر و مادرت احترام بگذار، ديگران را مانند خودت دوست داشته باش.» [۱۹] مرد جواب داد: «من هميشه تمام اين دستورها را نگاه داشتهام. حالا ديگر چه بايد بكنم؟»
و رفتار ديگران را تحمل كنيد و آماده باشيد تا ايشان را ببخشيد. هرگز از يكديگر كينه به دل نگيريد. از ياد نبريد كه مسيح شما را بخشيده است؛ پس شما نيز بايد ديگران را ببخشيد.
بنابراين، تا جايی كه میتوانيم، در حق مردم، بخصوص مسيحيان مؤمن، نيكی بنماييم.
[۳۳] فريب كسانی را كه اينچنين سخن میگويند، نخوريد و به گفتههای آنان گوش ندهيد، زيرا اخلاق و رفتارتان مانند آنان فاسد خواهد شد. [۳۴] به خود آييد و درست فكر كنيد و دست از گناه بشوييد. برخی از شما حتی مسيحی نيستيد و خدا را هم نمیشناسيد. اين را میگويم تا خجالت بكشيد.
هستند دوستانی كه انسان را به نابودی میكشانند، اما دوستی هم هست كه از برادر نزديكتر است.
چه خوشايند و چه دلپسند است كه قوم خدا به يكدلی با هم زندگی كنند!
دوست واقعی در هر موقعيتی محبت میكند و برادر برای كمک بهنگام گرفتاری تولد يافته است.
بچه را در راهی كه بايد برود تربيت كن و او تا آخر عمر از آن منحرف نخواهد شد.
«پدر و مادرت را احترام كن تا در سرزمينی كه خداوند، خدای تو به تو خواهد بخشيد، عمر طولانی داشته باشی.
امروز تصميم خود را بگيريد. آيا میخواهيد از خداوند پيروی كنيد يا از بتهايی كه اجداد شما در آنسوی رود فرات میپرستيدند، و يا از بتهای اموريهايی كه در سرزمينشان ساكنيد؟ ولی اين را بدانيد كه من و خانوادهام خداوند را عبادت خواهيم نمود.»
شخص درستكار مردم را به راه راست هدايت میكند، اما آدم بدكار آنها را منحرف میسازد.
[۶] اين قوانينی كه امروز به شما میدهم بايد دايم در فكرتان باشد. [۷] آنها را به فرزندان خود بياموزيد و هميشه دربارۀ آنها صحبت كنيد خواه در خانه باشيد خواه در بيرون، خواه هنگام خواب باشد خواه اول صبح.
[۱۵] خداوند چنين پاسخ میدهد: «آيا يک مادر جگر گوشۀ خود را فراموش میكند؟ يا بر پسر خود رحم نمیكند؟ حتی اگر مادری طفلش را فراموش كند، من شما را فراموش نخواهم كرد! [۱۶] ای اورشليم، من نام تو را بر كف دستم نوشتهام و ديوارهايت هميشه در نظر من است.
[۱۷] اما رحمت خداوند بر كسانی كه او را گرامی میدارند، هميشگی است و او عدالت را در حق فرزندان آنانی كه عهد و احكام او را حفظ میكنند، بجا میآورد. [۱۸] خداوند تخت فرمانروايی خود را در آسمانها قرار داده است و از آنجا بر همۀ موجودات حكمرانی میكند.
[۳] فرزندان هدايايی هستند از جانب خداوند. آنها پاداشی هستند كه خداوند به انسان میدهد. [۴] پسرانی كه برای مرد جوان متولد میشوند، همچون تيرهای تيزی هستند در دست او. [۵] خوشابحال كسی كه تركش خود را از چنين تيرهايی پر میكند! او در جدل با دشمنان هرگز مغلوب نخواهد شد.
كسی كه اشتباهات ديگران را میپوشاند محبت ايجاد میكند، اما آدمی كه آنها را افشا میكند باعث جدايی دوستان میگردد.
زيرا تعاليم و تأديبهای ايشان مانند چراغی پرنور راه زندگی تو را روشن میسازند.
زخم دوست بهتر از بوسۀ دشمن است.
فريب كسانی را كه اينچنين سخن میگويند، نخوريد و به گفتههای آنان گوش ندهيد، زيرا اخلاق و رفتارتان مانند آنان فاسد خواهد شد.
ای پسرم، به من گوش بده و از زندگی من سرمشق بگير.
اين جشن چهارده روز طول كشيد و گروه بیشماری از سراسر اسرائيل، از گذرگاه حمات گرفته، تا سرحد مصر، در آن شركت كردند.
يكبار عيسی، روح پليدی را از جسم يک لال بيرون كرد و زبان آن شخص باز شد. كسانی كه اين ماجرا را ديدند، بسيار تعجب كردند و به هيجان آمدند.
و هنگامی كه دهانت به راستی سخن بگويد، وجود من به وجد خواهد آمد.
[۱۲] اين تو هستی ای دوست صميمی و همكار من! [۱۳] ما با يكديگر رفاقت صادقانه داشتيم، با يكديگر درد دل میكرديم و با هم به خانهٔ خدا میرفتيم. [۱۴] باشد كه دشمنانم پيش از وقت، زنده به گور شوند، زيرا دلها و خانههايشان پر از شرارت است.
همانطور كه آهن، آهن را میتراشد، دوست نيز شخصيت دوستش را اصلاح میكند.
Persian Bible (FACB) 2005
Persian Contemporary Bible 1995, 2005, 2018 by Biblica, Inc.®