اين پيغام اينست كه خدا فقط در يک صورت از سر تقصيرات ما میگذرد و به ما شايستگی آن را میدهد كه به حضور او برويم؛ و آن وقتی است كه به عيسی مسيح ايمان آوريم. بلی، فقط و فقط ايمان لازم است. همانطور كه كتاب آسمانی میفرمايد: «فقط كسی نجات پيدا میكند كه به خدا ايمان داشته باشد.»
چرا پر كاه را در چشم برادرت میبينی، اما تير چوب را در چشم خودت نمیبينی؟
تمام احكام خدا و گفتار انبياء در اين دو حكم خلاصه میشود و اگر شما اين دو را انجام دهيد، در واقع همه را انجام دادهايد.»
ای غلاطيان نادان، كدام جادوگر اينچنين شما را افسون كرده است؟ مگر اين شما نبوديد كه وقتی مرگ مسيح را برايتان تشريح كردم، آنچنان مجذوب شديد كه گويی همان لحظه او را با چشم خود بر صليب میديديد؟
«كسانی كه به او ايمان بياورند، هيچ نوع محكوميت و هلاكتی در انتظارشان نيست؛ ولی كسانی كه به او ايمان نياورند، از هم اكنون محكوماند، چون به يگانه فرزند خدا ايمان نياوردهاند.
[۳۱] «پس غصۀ فردا را نخوريد، چون خدا در فكر فردای شما نيز میباشد. مشكلات هر روز برای همان روز كافی است؛ لازم نيست مشكلات روز بعد را نيز به آن بيفزاييد.» [۳۲] «از كسی ايراد نگيريد تا از شما نيز ايراد نگيرند. زيرا هرطور كه با ديگران رفتار كنيد، همانگونه با شما رفتار خواهند كرد. [۳۳] چرا پر كاه را در چشم برادرت میبينی، اما تير چوب را در چشم خودت نمیبينی؟
پس ای عزيزان، با هشياری كامل از هر گونه بتپرستی دوری كنيد.
من بخوبی میدانم كه برای آنانی كه بسوی هلاكت میروند، چقدر احمقانه بنظر میرسد وقتی میشنوند كه عيسی مسيح بر روی صليب جان خود را فدا كرد تا انسان را نجات بخشد. اما برای ما كه در راه نجات پيش میرويم، اين پيغام نشانۀ قدرت خداست.
«با اينحال، ايرادی در تو میبينم: تو مرا مثل اول دوست نداری!
و برای پيروزی در اين مسابقۀ روحانی، به عيسی چشم بدوزيم كه چنين ايمانی را در قلب ما ايجاد كرده و آن را كامل خواهد ساخت. زيرا او خود نيز در همين مسير، صليب، و خفت و خواری آن را تحمل كرد، چون میدانست در پی آن، خوشی و شادی عظيمی نصيبش خواهد شد. به همين جهت، اكنون در جايگاه افتخار، يعنی در دست راست تخت خدا نشسته است.
به پرندگان نگاه كنيد. غصه ندارند كه چه بخورند. نه میكارند، نه درو میكنند، و نه در انبارها ذخيره میكنند، ولی پدر آسمانی شما خوراک آنها را فراهم میسازد. آيا شما برای خدا خيلی بيشتر از اين پرندگان ارزش نداريد؟
[۱] اكنون كه همراه مسيح از نو زنده شدهايد، به بركات و شاديهای آسمان چشم بدوزيد، جايی كه مسيح در كنار خدا، بر تخت عزت و قدرت نشسته است. [۲] همواره به آنچه در آسمان است بينديشيد، و برای امور اين دنيای زودگذر غصه نخوريد. [۳] به اين دنيای فانی همانقدر دل ببنديد كه يک شخص مرده دل میبندد! زيرا زندگی واقعی شما در آسمان است، همراه مسيح در حضور خدا! [۴] وقتی مسيح كه زندگی واقعی ماست بازگردد، شما نيز با او خواهيد درخشيد و در جلال و شكوه او شريک خواهيد شد.
بلی، درست است كه مردم اين حقايق را میدانند، اما هيچگاه حاضر نيستند به آن اعتراف كنند و خدا را عبادت نمايند و يا حتی برای بركاتی كه هر روز عطا میكند، او را شكر گويند. در عوض دربارۀ وجود خدا و ارادۀ او، عقايد احمقانهای ابداع میكنند. به همين علت ذهن نادانشان، تاريک و مغشوش شده است.
[۱۳] ای برادران، من هيچ ترديدی درمورد درک عميق و رفتار نيک شما ندارم و مطمئنم اين مطالب را آنقدر خوب میدانيد كه قادريد آنها را به ديگران هم تعليم دهيد. [۱۴] اما باوجود اين، من با جسارت بر بعضی از اين نكات تأكيد كردم چون میدانستم كه فقط يک يادآوری، كافی است؛ زيرا من به لطف خدا، فرستادۀ عيسی مسيح هستم برای خدمت به شما غيريهوديان، تا مژدۀ انجيل را به شما رسانده، شما را همچون قربانی خوشبو به خدا تقديم كنم، چون شما بوسيلۀ روحالقدس، مقدس و مورد پسند او شدهايد. [۱۵] بنابراين، میتوانم به تمام كارهايی كه عيسی مسيح بوسيلۀ من انجام میدهد، افتخار كنم. [۱۶] من جرأت نمیكنم دربارۀ خدمت ديگران قضاوت كنم، اما میتوانم درمورد خدمت خود قضاوت كرده، بگويم كه مسيح مرا وسيلهای قرار داده برای هدايت غيريهوديان بسوی خدا. من با پيام انجيل، رفتاری شايسته، و معجزاتی كه نشانههايی از جانب خدا هستند، ايشان را بسوی خدا هدايت نمودم؛ و البته همۀ اينها به فيض و قدرت روح خدا بوده است. به اين طريق بود كه مژدۀ انجيل را از «اورشليم» گرفته تا «ايليريكوم» بطور كامل اعلام كردم. [۱۷] اما در تمام مدت آرزوی من اين بوده است كه به نقاط ديگر نيز رفته، كلام خدا را در جايهايی كه نام مسيح هرگز شنيده نشده است، بشارت دهم. اما هرگز نخواستهام در نقاطی مژدۀ انجيل را وعظ كنم كه قبلاً شخص ديگری در آنجا عدهای را بسوی مسيح هدايت كرده، و كليسايی تشكيل يافته است. [۱۸] درواقع من همان طرحی را دنبال میكنم كه در كتاب آسمانی آمده است؛ زيرا اشعيای نبی گفته است كسانی كه از او بیاطلاع بودند، خواهند ديد و درک خواهند كرد. [۱۹] درحقيقت به همين دليل در تمام اين مدت نتوانستم به ديدن شما بيايم.
بلی، من كه هيچ لياقتی نداشتم و از همه مسيحيان كوچكتر هستم، انتخاب شدم تا به غيريهوديان اين پيغام را برسانم كه در مسيح، گنج عظيمی از الطاف الهی نصيبشان خواهد شد،
زيرا «خداوند بسرعت و از روی انصاف، به اعمال مردم جهان رسيدگی كرده، ايشان را مجازات خواهد نمود.»
شما بايد او را با تمامی دل و جان و توانايی خود دوست بداريد.
ده يک دارايی خود را بطور كامل به خانۀ من بياوريد تا خوراک كافی در آنجا باشد. به اين ترتيب مرا امتحان كنيد و ببينيد چگونه روزنههای آسمان را باز میكنم و شما را از بركات خود لبريز میسازم!
او آنچه را كه ديده و شنيده است میگويد ولی عدۀ كمی سخنان او را باور میكنند.
[۱۹] اگر ثروت شما در آسمان باشد، فكر و دلتان نيز در آنجا خواهد بود. [۲۰] «چشم، چراغ وجود انسان است. اگر چشم تو پاک باشد، تمام وجودت نيز پاک و روشن خواهد بود. [۲۱] ولی اگر چشمت با شهوت و طمع تيره شده باشد، تمام وجودت هم در تاريكی عميقی فرو خواهد رفت. چه تاريكی وحشتناكی!
«بله، من تاک هستم، شما نيز شاخههای من. هر كه در من بماند و من نيز در او، ميوهء فراوان میدهد، چون جدا از من هيچ كاری از شما ساخته نيست.
گناه آنقدر گسترش پيدا خواهد كرد كه محبت بسياری سرد خواهد شد.
سپس، همه گريۀ بسيار كردند و پولس را در آغوش كشيده، بوسيدند.
نقشههای خود را به دست خداوند بسپار، آنگاه در كارهايت موفق خواهی شد.
آنانی كه عنان زندگی خود را بدست طبيعت كهنهشان میدهند، چيزی جز ارضای شهوات خود نمیجويند. اما آنانی كه تابع روح خدا هستند، اعمالی را بجا میآورند كه خدا را خشنود میسازد.
هر چه خدا از من بخواهد، با كمک مسيح میتوانم انجام دهم، زيرا مسيح قدرت انجام آن را به من میبخشد.
[۷] سه بار به خداوند التماس كردم كه مرا از آن رهايی دهد. [۸] اما او هر بار خواهش مرا رد كرد و فرمود: «من با تو هستم و همين تو را كافی است، زيرا قدرت من در ضعف تو بهتر نمايان میشود!» پس حال با شادی به ضعفهای خود میبالم. شادم از اينكه زندگیام قدرت مسيح را نمايان میسازد، و نه توانايیها و استعدادهای خودم را. [۹] پس، از داشتن آن «خار» خوشحالم؛ از اهانتها، سختیها، جفاها و مشكلات نيز شادم؛ چون میدانم كه همۀ اينها باعث جلال مسيح میشود. زيرا وقتی ضعيفم، آنگاه توانا هستم؛ هر چه كمتر داشته باشم، بيشتر به خدا متكی خواهم بود. [۱۰] شما مرا مجبور كرديد كه مانند يک نادان، اينچنين از خود تعريف كنم، درحاليكه شما خود میبايست مرا میستوديد. زيرا گرچه هيچ هستم، اما از اين «فرستادگان برگزيده و عالی مقام خدا!» هيچ كم ندارم.
Persian Bible (FACB) 2005
Persian Contemporary Bible 1995, 2005, 2018 by Biblica, Inc.®