[۶] يک روز از پنجرۀ خانهام بيرون را تماشا میكردم. [۷] يكی از جوانان احمق و جاهل را ديدم كه در تاريكی شب از كوچهای كه در آن خانۀ زنی بدكار قرار داشت، میگذشت. [۸] آن زن در حاليكه لباس وسوسهانگيزی بر تن داشت و نقشههای پليدی در سر میپروراند، بسويش آمد. [۹] (او زن گستاخ و بیشرمی بود و اغلب در كوچه و بازار پرسه میزد تا در هر گوشه و كناری مردان را بفريبد.) [۱۰] آن زن بازوان خود را به دور گردن جوان حلقه كرده، او را بوسيد و با نگاهی هوسانگيز به او گفت: [۱۱] «امروز نذر خود را ادا كردم و گوشت قربانی در خانه آماده است. [۱۲] پس برای يافتن تو از خانه بيرون آمدم. در جستجوی تو بودم كه تو را ديدم. [۱۳] بر رختخوابم ملافههای رنگارنگ از پارچۀ حرير مصر پهن كردهام و آن را با عطرهای خوشبو معطر ساختهام. [۱۴] بيا از يكديگر لذت ببريم و تا صبح از عشق سير شويم. [۱۵] شوهرم در خانه نيست و به سفر دوری رفته است. [۱۶] به اندازۀ كافی با خود پول برده و تا آخر ماه بر نمیگردد.» [۱۷] به اين ترتيب با سخنان فريبنده و وسوسهانگيزش آن جوان را اغوا كرد؛ [۱۸] بطوری كه او مثل گاوی كه به كشتارگاه میرود، چون گوزن به دام افتادهای كه در انتظار تيری باشد كه قلبش را بشكافد، بدنبال آن فاحشه رفت. او مثل پرندهای است كه به داخل دام میپرد و نمیداند در آنجا چه سرنوشتی در انتظارش است. [۱۹] ای جوانان، به من گوش دهيد و به سخنانم توجه كنيد. [۲۰] نگذاريد چنين زنی دل شما را بربايد. از او دور شويد، مبادا شما را به گمراهی بكشد. [۲۱] او بسياری را خانه خراب كرده است و مردان زيادی قربانی هوسرانيهای او شدهاند
زيرا گناهان شما باعث میشود رابطه بين من و شما تيره گردد.
[۱۴] با بیايمانان پيوند و همبستگی نداشته باشيد. آيا میتواند بين پاكی و گناه پيوندی باشد؟ آيا نور و تاريكی با يكديگر ارتباطی دارند؟ [۱۵] يا بين مسيح و شيطان توافقی وجود دارد؟ آيا بين يک ايماندار و بیايمان وجه اشتراكی هست؟ [۱۶] يا میتوان خانۀ خدا را با بتخانه يكی دانست؟ زيرا شما خانۀ خدای زنده هستيد و خدا در شما ساكن است! چنانكه او فرموده است: «من در ايشان ساكن خواهم شد و در ميانشان اقامت خواهم گزيد، و من خدای آنان خواهم بود و ايشان قوم من.» [۱۷] از اينروست كه خدا میفرمايد: «از ميان گناهكاران خارج شويد! خود را از ايشان جدا سازيد! به چيزهای ناپاک دست نزنيد تا شما را بپذيرم. [۱۸] آنگاه من پدر شما خواهم بود و شما پسران و دختران من!»
و همواره برای همه چيز، خدای پدر را به نام خداوند ما عيسی مسيح شكر كنيد.
هر چه خدا از من بخواهد، با كمک مسيح میتوانم انجام دهم، زيرا مسيح قدرت انجام آن را به من میبخشد.
شما همچون همسران بیوفايی هستيد كه به دشمنان شوهرشان عشق میورزند. آيا متوجه نيستيد كه اگر با دشمنان خدا، يعنی لذتهای ناپاک اين دنيا دوستی نماييد، در واقع با خدا دشمنی میكنيد؟ پس هر كه میخواهد از خوشیهای ناپاک اين دنيا لذت بجويد، ديگر نمیتواند دوست خدا باشد.
خداوند، ناتان نبی را نزد داود فرستاد و ناتان آمده، اين حكايت را برايش تعريف كرد: «در شهری دو نفر زندگی میكردند، يكی فقير بود و ديگری ثروتمند.
پس از آنكه سليمان پادشاه بنای خانۀ خداوند، كاخ سلطنتی و هر چه را كه خواسته بود به اتمام رسانيد،
Persian Bible (FACB) 2005
Persian Contemporary Bible 1995, 2005, 2018 by Biblica, Inc.®