|
| داوود به جاد گفت: «بسیار در تنگی هستم. تمنا آنکه به دست خداوند اُفتیم زیرا که رحمتهایش بس عظیم است، اما به دست انسان نیفتم.» |
|
|
| خداوندگارا، تو نیکو و آمرزندهای، و سرشار از محبت نسبت به همۀ آنان که تو را میخوانند! |
|
|
| خداوند برای همگان نیکوست، و رحمت او بر تمامی کارهای دست اوست. |
|
|
| پس رحیم باشید، چنانکه پدر شما رحیم است. |
|
|
| امّا خدایی که در رحمانیت دولتمند است، بهخاطر محبت عظیم خود به ما، |
|
|
| ما را نه به سبب کارهای نیکویی که کرده بودیم، بلکه از رحمت خویش نجات بخشید، به غسل تولد تازه و نو شدنی که از روحالقدس است؛ |
|
|
| پس آزادانه به تخت فیض نزدیک شویم تا رحمت بیابیم و فیضی را حاصل کنیم که به هنگام نیاز یاریمان دهد. |
|
|
| ما آنچه را دیده و شنیدهایم به شما نیز اعلام میکنیم تا شما نیز با ما رفاقت داشته باشید؛ رفاقت ما با پدر و با پسرش عیسی مسیح است. |
|